{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جدیدددددددددددددد

پارت جدیدددددددددددددد

#ازت.متنفرم.ولی.دوست.دارم.

#پارت5

--------------------------------------------------------

هانا به سمت زیر زمین رفت و وقتی به آخره پله ها رسید دیده که کله پشمکی « لقب که روی سانزو گذشته »و اون دوتا داداش جیگر داره یکی رو شکنجه می کنن


ران یهو یه مشت به صورت مرد زد که به صندلی بسته شده بود و صورتش پر خون و کبودی بود زد.

ران: چرا اون دهن لعنتی رو باز نمی کنی! بهتر حرف بزنی قبل اینکه صبرمون تموم بشه!

ریندو با یه چوپ بیسبال میاد و به کله یارو می‌ زنه که از جای ضربه خون میاد بیرون

ریندو: کی اطلاعات قرار داد با کنجو رو لو داد!


سانزو‌ یهو اعصابش تح می رسه و چون هنوز از قضیه ازدواج عصبی بود یه قرص که می توانست آدم رو به برترین شک ممکن بشکه باز کرد

سانزو‌: حرف نزنی همین الان می میری

مرد هیچ حرفی نزد و فقد ساکت بود و دردی که حس می کرد رو نادیده می گرفت خیلی مصمم بود چیزی نگه

هانا هم که با دیدن روش شکنجه وحشتناک بونتن پوزخند زد بود با تمسخر و شیطنت گفت.

هانا: چه خشن~~


یهو همه با یه حرکت سریعی برگشتن و حالت تدافعی گرفتن که با دیدن هانا حالت تدافعی ایشون ماسید

سانزو‌: اینجا چه غلطی می کنی هرزه!؟

ران: این طرز درستی برای حرف زدن با یه خانوم نیست~

ران به هانا چشمک می زنه

سانزو‌: خفه شو خایه..ما..ل

ریندو: چطور اومدی اینجا

هانا رو به ریندو گفت:

هانا: در باز بود. و ممنون که ازم دفاع کردی آقای ران. و در مورد تو

لحن وقتی می خاست با سانزو‌ حرف بزنه هفتاد درجه فرق کرد

هانا: برای تحویل یه فایل به یکی از مدیر ها به اسم کوکونوی هاجیمه اومدم

کوکو: منو میگی
دیدگاه ها (۱)

سلام مجددددددد#پارت6#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم---------------...

بازم پارتتتتت‌ #پارت7---------------------------------------...

یکی بیادددددددد

بچه‌ها اومدم با معرفی ا.ت اسلاید 1 ا.ت و اسلاید 2 سویا خواه...

کمی کصشعر پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط