بازم پارتتتتت‌

بازم پارتتتتت‌

#پارت7

---------------------------------------------------------

هانا یهو می‌ره سمت مرد با یه حالت آروم و جذاب و یه لبخند حیله‌گر و آروم

هانا: می دونم چطور آدم های مثل تورو به حرف بیارم

مرد با شنیدن حرف های هانا با درد و سرش رو بالا می بره و به حالت چهره‌ای هانا نگاه می کنه

هانا: تو به دختر به نام سویا داری درسته؟

مرد با شنیدن اسم دخترش از جا می پره و با تعجب و وحشت به هانا نگاه می کنه.

مرد: تو از کجا می دونی؟!

هانا: هه! من هانام وارث روکورو صلح مورد علاقه هاکارو رئیس همون روباه حیله‌گر یا همانطور که شما رد پایین ها میگید دختر چند چهره

مرد با شنیدن معرفی هانا مو به تنش سیخ میشه.یادش میاد رئیسش بارها گفت بود که از اون دختر یا به اصطلاح بمب اطلاعاتی دوری کنن.

مرد: میخوای چیکارش کنی؟

لحن مرد آروم بود اما پر از ترس و وحشت

هانا با یه پوزخند به مرد نگاه کرد و به صندلی نزدیک شد و دست هاش رو روی دسته های صندلی گذاشت و یه لبخند دیوانه‌وار به مرد نگاه کرد کاملاً معلوم بود که از دیدن زجر کشیدن مرد خوشحال بود.

هانا: نمی دونم شاید بعد مردنت از یه فا..حشه خیلی خوب ساختم. اوه حالا که فکر می کنم زنت هم بد نیست

با یه لحن تمسخرآمیز و پر از کنایه گفت.

چشمای مرد پر از وحشت شد و قشنگ حس کرد که قلبش برای یه لحظه از تپیدن افتاد.

مرد: چ-چی؟

هانا یهو می‌ره عقب و به مرد پشت می کنه و سرش رو می چرخونه و با بی تفاوتی شونه بالا می بره

هانا: بهتر که دهن باز کنی وگرنه خانوادت کسی هستن که زجر می کشن

ران و ریندو و سانزو به همراه کوکو پشما..شون ریخته بود.


کوکو: هاااااا؟!

با تعجب

ریندو: عجبببببب« با داد »

سانزو‌ که مثل مجسمه وایساده بود

و ران اینطوری بود که یه حضرت پشم...
دیدگاه ها (۴)

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

فرشته کوچولو ۳......پارت ۲

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

سناریو درخواستی رفیق اسکلم

کانو و اون مرد مدام پوزیشنشون رو عوض میکردن و اگر مایکی تاکی...

مشروب انقد تو خونش زیاد شده بود که چشمای ریندو، ران رو دوتا ...

بهار بدون تو

چند پارتی جیمین پارت اخر

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط