{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی که بکش روسریت راجلو اما

گفتی که بکش روسریت راجلو اما
خندیم وگفتم عه،ولش کن چه خبرها؟

هرگز نشنیدم پس ازآن روز که رفتی
زیباتر از آن جمله بکش روسریت را
😊 😊 😊 😊 😊
دیدگاه ها (۱)

پدرم گفتـــــ : پسر جان ، به کـــــــسی دل ندهی😑 👊 🏻 دل که ن...

فال حافظ زدم ...😑 آن رند غزل خوان مےگفٺ...🙂 زندگے بے تو محال...

روگرفتن‌هاے‌ شیرینت ‌دلم ‌راآبکردروسرے آمد رخ‌نیلوفری ‌راقاب...

دلهره ینی میان یک جماعت چادری دلبرچادری ات را ناگهانی گم کنی

ادامه سناریو قبلی

وقتی برات قلدری می‌کرد ولی …

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط