{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برایت تنهایی را معنی کنم

می خواهم برایت تنهایی را معنی کنم

در ساحل کنار دریا ایستاده ای و هوای سرد و صدای موج

به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند

نه دستی که شانه هایت را بگیرد و 
نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد

فقط چند قطره اشک و تصویر لعنتی
دیدگاه ها (۱)

به پندار تو :جهانم زیباست ، جامه ام دیباست ، دیده ام بیناست ...

بیهوده نقاش بوده ام این همه سالبه چشم هایت که می رسم ، قلم م...

تنهایی کجایی به هرکس دل بستم ترکم کرد انگار منو تو از هم جدا...

فکر می کردم تنهایی یعنیمنسکوتپنجره های خاک گرفتهاتاق خالی از...

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط