{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زائرت شدم نسیم صدای مرا گرفت

زائرت شدم نسیم صدای مرا گرفت
از دستم التماس دعای مرا گرفت

یک شب کنار پنجره فولاد، مادرم
آنقدر گریه کرد تا شفای مرا گرفت

یک پارچه گره زد و تا سالهای سال
"سهمیه ی امام رضای" مرا گرفت
دیدگاه ها (۲)

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

افتاده در چشم تو صاف

part 10

وقتی لب تو خنده زد

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_6_فردا بیا شرکتم تا پول رو و...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹اعتیاد به آدم‌ها ؛‌بدترین نوع اعتیاد است.‌#ریچ...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط