زائرت شدم نسیم صدای مرا گرفت

زائرت شدم نسیم صدای مرا گرفت
از دستم التماس دعای مرا گرفت

یک شب کنار پنجره فولاد، مادرم
آنقدر گریه کرد تا شفای مرا گرفت

یک پارچه گره زد و تا سالهای سال
"سهمیه ی امام رضای" مرا گرفت
دیدگاه ها (۲)

افتاده در چشم تو صاف

part 10

وقتی لب تو خنده زد

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

قسمت یک

( last minute )

#Mafia_rabbit🐰#Part¹مثل همیشه آت در حال شیرینی پختن بود که ص...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

معاملهp31ویو — یک‌ماهگی کیارشیک ماه از تولد کیارش گذشته بود....

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط