{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفش‌هایم کجاست؟ می‌خواهم بی‌خبر راهی سفر بشوم

کفش‌هایم کجاست؟ می‌خواهم بی‌خبر راهی سفر بشوم
مدتی بی‌بهار طی بکنم دو سه پاییز دربه در بشوم

خسته‌ام از تو از خودم از ما، ما ضمیر بعید زندگی‌ام
دو نفر انفجار جمعیت است پس چه بهتر که یک نفر بشوم

یک نفر در غبار سرگردان یک نفر مثل برگ در طوفان
می‌روم گم شوم برای خودم کم برای تو دردسر بشوم

حرف‌های قشنگ پشت سرم آرزوهای مادر و پدرم
حیف خیلی از آن شکسته‌ترم که عصای غم پدر بشوم

پدرم گفت دوست‌ات دارم پس دعا می‌کنم پدر نشوی
مادرم بیشتر پشیمان که از خدا خواست من پسر بشوم

داستانی شدم که پایانش مثل یک عصر جمعه دل‌گیر است
نیستم در حدود حوصله‌ها پس صلاح است مختصر بشوم

دورها قبر کوچکی دارم بی‌اتاق و حیاط‌خلوت نیست
گاه‌گاهی سری بزن نگذار با تو از این غریبه‌تر بشوم..
.
.
مهدی_فرجی
دیدگاه ها (۲)

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART²(تهیونگ–)(پدر تهیونگ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۵«درِ سیاه»تق...تق...تق...صدای ضربه ا...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۴۵ هیچ‌کس حرف نمی‌زد.جونگ‌کوک فقط به مردی که جلوی در ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط