{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴
ساسکه 😎:
به ورودی دهکده رسیدیم برای اولین بار کاکاشی سنسه اولین نفر رسیده بود به چشمام دست کشیدم ، راه افتادیم و از کونوها رفتیم بیرون.
شیکامارو😪:ساکورا نفس نفس میزد تو همون بین گفت :نا...ناروتو...بیما..بیمارستان...حالش..!
یه نفس عمیق کشید و گفت:ناروتو رو بردن بیمارستان.
سریع دستش رو گرفتم و رفتیم جلو خونه اینو و بعد هم چوجی و بعد هیناتا و بعد تک تک بچه ها رو خبر رو بهشون گفتیم. همه رفتیم بیمارستان ؛ به پرستاری که اونجا بود گفتم
شیکامارو:میدونید ناروتو اوزوماکی تو کدوم اتاق بستری هستند؟
ساکورا🌺:با اینکه ازش خوشم نمیاد میخوام بهش کمک کنم ساسکه هم که غیبش زده ... شاکامارو صدامون زد و ما به اتاقی که ناروتو توش بستری بود رفتیم.
از زبون نویسنده( خودمم*)
همه وارد اتاق ناروتو شدن و دیدن ناروتو تو اون وضعیت خیلی دردناک بود . اینو دسته گلی که اورده بود رو گذاشت بالای سر ناروتو و عقب رفت( چرا شبیه مراسم خاکسپاری شد 😑
کسی که داره فیکم رو میخونه : بابا گند نزن تو صحنه ی دردناک مارو از فازمون انداختی بیرون😐
من :باشه باشه)
همگی چند دقیقه ای اونجا وایستادن و بعد رفتند .
نیمه های شب بود پرستار از کنار اتاق ناروتو رد شد تا بیمار رو چک کنه درو باز کرد و داخل شد. همه ی دستگاه ها درست کار میکردن و ناروتو حالش خوب بود . به محض اینکه خواست درو ببنده نوار قلب ناروتو بوق محکم و بلندی کشید .
دکتر ها و پرستار ها با عجله امدن بالای سر ناروتو و شروع کردن به احیا کردن قلبش ... چند ساعت بعد ناروتو برگشت ولی بخاطر وضعیتش به یه بخش دیگه بردنش.
دیدگاه ها (۱۲)

سلام بچه ها مواظب خودتون باشید بخاطر جنگ خیلی خیلی مواظب باش...

پارت ۵ ناروتواینو👱‍♀️: امروز امدم که ناروتورو ببینم رفتم پیش...

پارت ۳ فیک ناروتوساسکه😎 ناروتو رو رسوندیم بیمارستان ، ولی سا...

سلام من بعد از مدت ها برگشتم به ویسگون و گومن که این همه مدت...

سناریو ساسونارو

زندگی دوباره

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط