𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌
𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌
p24
آقای مین کمی عقب رفت و درحالی که فکر میکرد نگاهی به اونها انداخت:« برای اینکه عکساتون یکم جنجالی تر بشه و بیشتر حسه فضای کاپلی رو بده خودتوم رو به شکم آقای جئون بچسبونید. یه نگاه خیره نیاز داریم، آره همینه. »
بعد سمت دوربین رفت و از توی دوربین اون حالت رو بر انداز کرد:« همه چیز داره خوب پیش میره. مطمئنم آقای پارک از این خوشش میاد! فقط یه چیز مونده. آقای جئون، اگر دستاتون رو عقب تر از بدنتون قرار بدید و سرتون رو سمت سقف بگیرید این عکس واقعا غوغا میکنه! »
جونگکوک دست هاش رو کمی عقب تر از بدنش نگه داشت و سرش رو سمت سقف گرفت.
بدن تهیونگ که به شکم شش تکه ی جونگکوک چسبیده بود میتونست نبضش رو حس کنه.
تهیونگ با دقت بو میکشید.. بوی رایحه ی چرم جونگکوک که با بوی عطر Dior Sauvage ترکیب شده بود با حرارتش تهیونگ رو ذوب میکرد و برای لحظه ای باعث شد تهیونگ از نفس کشیدن قافل بشه.
جونگکوک که تا الان نفس های گرم تهیونگ رو روی گردنش حس میکرد با متوقف شدن اون حس برای چند ثانیه پوزخندی روی لب هاش نشست.
دست های تهیونگ دور گردن جونگکوک حلقه شده بود و تمام تلاشش رو میکرد از برخورد سر انگشت هاش با بدن داغ و پر حرارت جونگکوک جلو گیری کنه.
درحالی که صدای شاتر دوربین اقای مین فعال بود این قلب تهیونگ بود که تقریبا غیر فعال شده بود.
میتونست سر خوردن عرق از روی پیشونیش رو حس کنه.
صدای شاتر دوربین برای لحظه ای متوقف شد و این قلب تهیونگ بود که به زندگی برگشت:« آقای کیم، شما حالتون خوبه؟ به نظرم برید و میکاپتون رو تمدید کنید. اگرچه میکاپ آقای جئون تقریبا مثل همون اول فیکسه، اما محض احتیاط هردوتون میکاپتون رو تمدید کنید خیلی بهتره. »
تهیونگ از پاهای جونگکوک جدا شد. بلاخره حس کرد میتونه آزادانه نفس بکشه.
جونگکوک دستش رو داخل شلوار بگ جینش برد و پوزخندی زد:« چی شده، کیم؟ خیلی هاته، نه؟»
تهیونگ دست مشت شدش رو پشت سرش پنهان کرد و سمت جونگکوک برگشت. با لحنی که سعی میکرد بی تفاوت و کنترل شده باشه گفت:« بوی مزخرف عطرت داشت تقریبا خفهام میکرد! میزان تنفرم از عطر های تند با میزان تنفرم ازت برابری میکنه.»
جونگکوک قهقه ای زد:« اوه، جدی؟ به نظرم کاملا داشتی لذت میبردی. برام جالبه. اون کیمه شیک پوش و قدرتمند که تا دیشب از من دفاع میکرد، حالا روی پاهام نهایت لذت رو میبرد و شر شر عرق میریخت و در نهایت، انکار کردنش؟ اوه خدای من، تو یه لوله دیگه ای، کیم. »
بچه ها از اینکه قدرت هی تو دستاشون جا به جا میشه بدتون که نمیاددد؟
یه پارت دیگه هم امروز میذارم به مناسبت روز دختررر
p24
آقای مین کمی عقب رفت و درحالی که فکر میکرد نگاهی به اونها انداخت:« برای اینکه عکساتون یکم جنجالی تر بشه و بیشتر حسه فضای کاپلی رو بده خودتوم رو به شکم آقای جئون بچسبونید. یه نگاه خیره نیاز داریم، آره همینه. »
بعد سمت دوربین رفت و از توی دوربین اون حالت رو بر انداز کرد:« همه چیز داره خوب پیش میره. مطمئنم آقای پارک از این خوشش میاد! فقط یه چیز مونده. آقای جئون، اگر دستاتون رو عقب تر از بدنتون قرار بدید و سرتون رو سمت سقف بگیرید این عکس واقعا غوغا میکنه! »
جونگکوک دست هاش رو کمی عقب تر از بدنش نگه داشت و سرش رو سمت سقف گرفت.
بدن تهیونگ که به شکم شش تکه ی جونگکوک چسبیده بود میتونست نبضش رو حس کنه.
تهیونگ با دقت بو میکشید.. بوی رایحه ی چرم جونگکوک که با بوی عطر Dior Sauvage ترکیب شده بود با حرارتش تهیونگ رو ذوب میکرد و برای لحظه ای باعث شد تهیونگ از نفس کشیدن قافل بشه.
جونگکوک که تا الان نفس های گرم تهیونگ رو روی گردنش حس میکرد با متوقف شدن اون حس برای چند ثانیه پوزخندی روی لب هاش نشست.
دست های تهیونگ دور گردن جونگکوک حلقه شده بود و تمام تلاشش رو میکرد از برخورد سر انگشت هاش با بدن داغ و پر حرارت جونگکوک جلو گیری کنه.
درحالی که صدای شاتر دوربین اقای مین فعال بود این قلب تهیونگ بود که تقریبا غیر فعال شده بود.
میتونست سر خوردن عرق از روی پیشونیش رو حس کنه.
صدای شاتر دوربین برای لحظه ای متوقف شد و این قلب تهیونگ بود که به زندگی برگشت:« آقای کیم، شما حالتون خوبه؟ به نظرم برید و میکاپتون رو تمدید کنید. اگرچه میکاپ آقای جئون تقریبا مثل همون اول فیکسه، اما محض احتیاط هردوتون میکاپتون رو تمدید کنید خیلی بهتره. »
تهیونگ از پاهای جونگکوک جدا شد. بلاخره حس کرد میتونه آزادانه نفس بکشه.
جونگکوک دستش رو داخل شلوار بگ جینش برد و پوزخندی زد:« چی شده، کیم؟ خیلی هاته، نه؟»
تهیونگ دست مشت شدش رو پشت سرش پنهان کرد و سمت جونگکوک برگشت. با لحنی که سعی میکرد بی تفاوت و کنترل شده باشه گفت:« بوی مزخرف عطرت داشت تقریبا خفهام میکرد! میزان تنفرم از عطر های تند با میزان تنفرم ازت برابری میکنه.»
جونگکوک قهقه ای زد:« اوه، جدی؟ به نظرم کاملا داشتی لذت میبردی. برام جالبه. اون کیمه شیک پوش و قدرتمند که تا دیشب از من دفاع میکرد، حالا روی پاهام نهایت لذت رو میبرد و شر شر عرق میریخت و در نهایت، انکار کردنش؟ اوه خدای من، تو یه لوله دیگه ای، کیم. »
بچه ها از اینکه قدرت هی تو دستاشون جا به جا میشه بدتون که نمیاددد؟
یه پارت دیگه هم امروز میذارم به مناسبت روز دختررر
- ۸.۵k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط