{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Chapter:2
Part:30

هیزل سر جاش ثابت موند و چشماش بسته شد ..

نفسای گرم اون موجود دست نیافتنی با ریتم منظمی به گردنش میخورد ...
نزدیک ترین مکان به یه شخص جایی بود که نفس هاشو حس کنی ... و هیزل نزدیک بودن به مرد مورد علاقش رو با تک تک سلول هاش حس میکرد ...

جونگ کوک مثل فرمانده ی سر تا پا زخمی ای که تازه از جنگ برگشته دختر کوچولوی نرم و لطیفش رو با پلکای بسته بو میکشید ... اونقدر عميق که دلتنگی چندین و چند ماهش رو برطرف کنه ...

دقایق میگذشتن و هیچکدوم متوجه گذر زمان نبودن

برای اولین بار در تمام این مدت حس میکردن این لحظات مال خودشونه....هیزل با هر نفسی که به گردنش میخورد بیشتر میفهمید که تمام دنیاش تو آغوش جونگ کوک خلاصه شده ....

موبايل جئون رفت رو ویبره و از هیزل جدا شد ...
با دیدن اسم سونگ ابرویی بالا انداخت و جواب داد

جونگ‌کوک:بله پدر بزرگ؟
سونگ: باید تنهایی نهار بخورم؟

جونگ کوک ریشه ی بینیش رو با چشم بسته ماساژ داد

جونگ‌کوک :یه کاری کن بشه تحملت کنم
این چند روز میتونی؟

سونگ:خیلی خب به اون دخترک طفلی بگو شاید گشنش باشه بیاد بالا با من غذا بخوره

جونگ کوک نیم نگاهی به هیزل انداخت و رگ گردنش باد کرد

جونگ‌کوک :آفرین پیرمرد ... براوو ! كم حرف پشتمونه ، دانشجوتو هم ببر تو اتاقت با هم نهار میل کنید !

و گوشی رو با اخم قطع کرد ... هیزل لباشو کمی غنچه کرد تا خندشو کنترل کنه

هیزل:حسودی کردنتون زیادی جذابه آقای جئون ...

جونگ کوک :موقع ارتكاب قتل جذاب ترم ..

هیزل ابرویی بالا انداخت

هیزل : حاضری به خاطرم آدم بکشی ؟...

جئون نگاه مسلطش رو به چشمای هیزل داد

جونگ‌کوک:یه چیز سخت تر ازم بخواه

هیزل سرشو کج کرد و با چشمای ریز شده پرسید

هیزل :کشتن آدما کار آسونيه ؟...

جونگ‌کوک:برای خیلیا از آب خوردن آسون تره ..
هیزل:برای تو چی؟

جونگ‌کوک:اگر دلیل داشته باشم برای منم آسون میشه

هیزل:چه دلیلی میتونه گرفتن جون یه آدمو توجیه کنه ؟ ما که خدا نیستیم تشخیص بدیم کی لایق مرگه

جونگ‌کوک:اگه خدا از اینکه بنده هاشو رو زمین مکافات بدم خوشش نمیومد ،وسیلشو برام نمیساخت ...


هیزل که جوابی برای جمله ی جونگ کوک پیدا نمیکرد با ناباوری خندید

هیزل:دو متر زبون داریا ! تو رو باید بزارم جلو نامجون ... مطمئنم انقد با هم بحث میکنین تا از حال برین ...

ادامه دارد....
خب خب اینم از پارت جبرانی

شرایط برای پارت بعد:
لایک:۱۰۰
کامنت:هر چقدر که دوست دارید

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۱۲)

My professor Chapter:2Part:29به محض اینکه در اسانسور بسته شد...

My professor Chapter:2Part:28جونگ کوک بلافاصله چشماشو محکم ب...

My professor Chapter:2Part:27جونگ کوک گذرنامه های هیزل و سون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط