دختر خوشگلی دیدم از خیابان رد میشد , سرم را به سوی آسمان
دختر خوشگلی دیدم از خیابان رد میشد , سرم را به سوی آسمان کردم و گفتم خدایا چرا دخترها را خوشگل آفریدی تا دلم بلرزد , ناگهان ندا آمد , با عصبانیت کشیده ای به صورتم زد و گفت چشم چرانی نکن , ناگفته نماند ندا اسم زنم است ....
- ۷۸۲
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط