{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دوستی_اجباری

#دوستی_اجباری
#فصل_۲
#پارت_۴

شب شده بود . تصمیم گرفتن برن تو جنگل و بگردن تا شاید بتونن یه چیزی پیدا کنن که باهاش جینو خوب بکنن .

به یه سه راهی رسیدن .

( نامجون ) : باید تقسیم بشیم . ولی قبلش ...

و از تو جیبش خورده سنگ در اورد و به هر کس یه مشت داد .

( نامجون ) : باید کار هانسل و گرتل رو کنیم . که اگر گم شدیم با اینا همو پیدا کنیم و برگردیم اینجا .

( یونگی ) : هانسل و گرتل چیه ؟

( تهیونگ ) : یه فیلمه .

( جونگکوک ) : موافقم بیاید گروه بندی بشیم . من و تهیونگ با هم میریم سمت چپ . یونگی ، جیمین و هوسوک از وسط . جین و نامجون هم از سمت راست برن .

( هوسوک ) : اوکیه .

( جیمین ) : نامجون هیونگ . میخوای یکی دیگه هم باهات بیاد که مراقب جین باشه ؟

( نامجون ) : نه نمیخواد . منو جین خوب با هم کنار میایم . مگه نه ؟

و چشمکی به جین زد . جین هنوزم ناراحت بود ولی لبخند فیکی زد .

نیم ساعت گذشت و هنوز هیچی پیدا نکرده بودن . جین دستشو جلوی نامجون گذاشت .

( نامجون ) : جین چیکار-....

( جین ) : هیس ...

و دستش رو ، روی دهن نامجون گذاشت . یهو صدایی اومد .

_ عیجان ... بوی خون ...

پسری اومد .. نامجون دقت کرد .. این همون دانش آموزی بود که سه سال پیش گم شد .

( نامجون ) : سوهو ؟

( سوهو ) : استاد کیم ؟ شما اینجا چیکار میکنین ؟

( نامجون ) : برای تفریح اومده بودیم . ولی -...

یهو جین به سوهو حمله کرد و خواست گازش بگیره . سوهو قدرتش بیشتر بود ولی با این وجود نمیتونست جینو پرت کنه اونور .

( نامجون ) : جین نه اون کاریمون نداره .

و سعی کرد جینو از سوهو جدا کنه . جین خیلی زورش زیاد بود . سوهو در آخر با دستش ضربه ی نه چندان محکمی به گردن جین زد و اون بیهوش شد .

( سوهو ) : تازه خون آشام شده نه ؟

( نامجون ) : اره .

( * پیش یونمینهوپ * )

( جیمین ) : یونگی من میترسم .

( هوسوک ) : منم همینطور .

جیمین و هوسوک پشت یونگی رو گرفته بودن و یونگی با خوابالودگی میرفت .

یهو صدایی اومد . صدای خس خس برگ . یه نفر اونجا بود ....

End part 🎈

آنچه خواهید خواند ...

هوسوک فرار کن ...

باشه فقط اونو ول کن ...

چجوری درست میشه ؟..

اینجا کدوم جهنمیه ؟

میگیریمش ...

شرط ==
۴۰ تا لایک 🐣
۳۵ تا کامنت 🐳
۱۵ تا بازنشر🐈
۳ تا فالو 🫂
دیدگاه ها (۱۴)

بچه ها من الان کار دارم ولی عصر قراره برم خونه ی عموم تو ماش...

یک عدد یونگی 🐱🐈

#دوستی_اجباری#فصل_۲#پارت_۳نامجون خیلی اروم دراز کشیده بود که...

پروفایل تغییر کرد زیبارویان🌚گمم نکنید یه وقت👀#bts #btsarmy #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط