{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گوشت میرسه روزی...که بعداز تو چی شد حالم...چجوری گریه

به گوشت میرسه روزی...که بعداز تو چی شد حالم...چجوری گریه میکردم...که از تو دست بردارم...نشد گریه کنم پیشت...نخواستم بد شه رفتارم...نمیخواستم بفهمی تو...که من طاقت نمیارم...دلم واسه خودم میسوخت برای قلب درگیرم...یه روز تو خنده هات گفتی تو میمونی و من میرم...سرم رو گرم میکردم...که از یادم بره این غم...ولی بازم شبها تا صبح...تو رو تو خواب میبینم...
دیدگاه ها (۲۳)

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:4یونا:اره مامانی توروخدا ...

رمان عشق و انتقام

★彡   Part 66 彡★ اوایل بهار بود و سرما طبیعی بود.با این حال چ...

شب التیام.

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

دوست دختر کوچولوی من

برده عمارت جئون

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

رمان آرام باش

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط