و تو تاریکیع آرامش بخش این شهر نفرین شدع

وَ تو تاریکیِع آرامِش بَخشِ این شهرِ نفرین شدِع
دُختری یخ زدِع از پشتِ پنجرِع یِ اتاقِش برایِ گرم کردنِ دلِش
سیگاراشو نَخ بِع نَخ دود میکنع^^
#shaqaw
دیدگاه ها (۱)

✵امروز‍ یادَت‍ اُفتادم‍ .. ✵این‍ بار باران‍ .. ✵شیشِه ے تاکس...

#خآطِرآتـ یع جوریـ میگــاد انگــار بچع میخــآد :/ #shaqaw

شآید رُزِ سیآه‍ ، همآن‍ سفیدی‍ مطلق‍ بود.. که‍ در میآن‍ خ...

وَقتیـ نمی تونیـ قوآعــد بازیــو تغییـر بدیـ پــَ خفهـ شو و ...

بین کوچه ها گیر افتاد .نمیشه که توی این وضعیت گریه کرد ، حتی...

"نبرد مبعد فرشتگان قدیمی" داخل معبد، تاریکی مطلق بود، فقط چش...

***## پرده اول: سایه‌های فقر و زمزمه‌ی امید، در کوچه‌های تنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط