پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت
پدری به فرزندش گفت: این هزارتا چسب زخم را بفروش تا برایت کفش بخرم.
بچه باخود فکر کرد : یعنی باید آرزو کنم هزار نفر زخمی بشن تا من کفش بخرم؟! ولش کن کفشهای پاره خوبه .....
.
.
.
خدایا ...
گاهی دلهای بزرگ را آنچنان درون سینه هایی کوچک میگذاری که شرمسار میشویم از بزرگی که برای خود ساخته ایم ...
بچه باخود فکر کرد : یعنی باید آرزو کنم هزار نفر زخمی بشن تا من کفش بخرم؟! ولش کن کفشهای پاره خوبه .....
.
.
.
خدایا ...
گاهی دلهای بزرگ را آنچنان درون سینه هایی کوچک میگذاری که شرمسار میشویم از بزرگی که برای خود ساخته ایم ...
- ۱.۳k
- ۰۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط