{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلم گفت : عشق را معنا کن

معلم گفت : عشق را معنا کن
پسرک جواب داد : نمیدانم عشق چیست
اما وقتی
مادرم صبحها لقمه نان و پنیرش
را در کیفم میگذارد
و به دروغ میگوید
عزیزم بخور باز هم هست
دلم میلرزد

دروغ مادرم
یا شاید لرزش دلم همان عشق باشد 
دیدگاه ها (۸)

فقط موقعی که آدم فکر خوب می کند قیافش زیبا می شود. هر فکر ب...

خیلی قشنگه بخونید:ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ...

امیدوار باش به روزهای پیش رویت زندگی پر از سورپرایز رنگیه......

شبتون بهشت خود را به خدا بسپار،وقتی که دلت تنگ استوقتی که صد...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۹)

خون آشام من /پارت۱۱

ص ۶۹پریسا متوجه پریشانیم بود ولی همه انهارا به بیماری پدرم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط