{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ⁴⁵

پارت ⁴⁵

+ از دسشویی اومدم که با قیافه عصبانی پدرم مواجه شدم

باباش: چی پیش خودت فک کردی

+ تو چی پیش خودت فک کردی

باباش : انقد رودار شدی که تو رو من ویسی

+ خودت خواستی من همیشه باهات خوب بودم

هی سان : آقای کیم لطفا برین پایین بقیه منتظرتونن

باباش: کارم هنوز باهات تموم نشده دخترکم

+( اون رفت پایین کسی که از دستش نجاتم داد هی سان بوده هه )

هی سان : خوبی ؟
+ آره مرسی از کمکت

هی سان : اینو نگو تو زن کسی هستی که مثل داداشمه
خوش حالم کمکت کردم

+ بازم میگم مرسی

+( از پله ها پایین رفتم ، چی منظورش رو نمیفهمم یعنی هیچ حسی به کوک نداره !)

_ دو دقه دیر کردی

+ گیر نده

خانم جئون: امشب همه رو اینجا جمع کردم تا فقط دور هم باشیم و لذت ببریم

+ یعنی نمیخواد بگه طلاق بگیرید

_ نمیدونم



......

لایک بازنشر بالا 💙🩵
بازنشر بالای ۶۰ 💫
دیدگاه ها (۵)

پارت ⁴⁶_ به اون مربوط نیست _ پاشو بریم سر میز + اوکی _ بزار ...

شات کنیم همو 💫آمار بالای ۲۰۰ 💫۲۴ ساعته 💫

پارت ⁴⁴+( مامان واسم زنگ زده بود اومده بودن خونه آقا جئون به...

پارت ⁴¹+ طلاق باید هر دو طرف راضی باشن ولی وقتی نه من راضیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط