{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بندر

بندر

 
دستهای تو را کم داشتم

که نخ نخ دود می شدم

فرودگاه غمگین

بلیط ها را فروخته بود

من مانده بودم و بندر

و عطر تن ات

که تا آبهای خلیج

همراهی ام می کرد
دیدگاه ها (۲)

عصر جدیدرفتن توآغاز عصر جدیدی بودکه از ابتدای آنزنده بوده ام...

خیلی سخته....دلتنگش باشی ...خیلی اتفاقی تو خیابون ببینیش ......

پلیسهاشهر را زیر و رو کردنددنبال ردپا یا نشانه ای از تو .......

امشب تمام حوصله ام را در یک کلام کوچک در «تو» خلاصه کردم: ای...

اگر یک تکّه نخ و سوزن داشتم،خودم را به تو می دوختم..!مثل دکم...

وقتی عموت بود

وقتی خیانت می‌کنه .پارت چهار.

پارت دوم معرفی کتاب زرد پوست: از همون بعد فارغ‌التحصیلی با ن...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت هشتم: نفرینِ دودات با صدای خ...

افتاده در چشم تو صاف

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه ساکت موندم و به جیهوپ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط