{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نـاگهـان آمـد و زد ،

نـاگهـان آمـد و زد ،
آمـد و کُـشت ،
آمـد و بـُرد ،
او فـقط آمـده بـود از دل مـن رد بشـود...
دیدگاه ها (۱)

ســـن یاریمین قاصدی سـنایلش ســنه چــــای دئمیشم*خـــیالینی ...

آدمیان به لبخندی که برلب می‌نشانندو به احساس ‌خوبی که برجا م...

من تورا در خاطراتی گم کردم که هر روز مرورشان میکردم بگو با خ...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد: دیوانه!...

پارت ۲۵یک شب روی بالکن هتل ایستاده بودیم.جونگکوک از پشت سر ب...

ناگهان آمدی و تلخی دل شیرین شد !🍬🥰خیلی قشنگ بود 💜🎀

بر کشتگان نینوا، اربعین آمد…آل پیمبر کربلا دل غمین آمدجانم ح...

رمان تهیونگ و جنی

زندگی.......

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

یار با من عدبستبا رقيبان ایستاده بوددائما مست و ملنگ کئف جام...

عاشقانه های شبنم

لب دریا کنار تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط