{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود

❤ ️هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
❤ ️کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود

❤ ️روزیکه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش
❤ ️دیدم که خبرها همه از بی خبری بود


فرخی_یزدی
🌷 ☘
دیدگاه ها (۵)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

فراتر از خویش

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

The Fairy's - Monster's wrong love

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط