{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود

❤ ️هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
❤ ️کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود

❤ ️روزیکه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش
❤ ️دیدم که خبرها همه از بی خبری بود


فرخی_یزدی
🌷 ☘
دیدگاه ها (۵)

.صورت سرد و بی جانم را به شیشه ی سردترِ بُخار گرفته چسبانده ...

.شاید خدا تورا به من برگرداند چون او تنها کسی است که حال مرا...

حال عجیبی دارد این روزهای من گیر کرده ام... بین "ساعتی" که ن...

دستت را که نمیتوانملااقل بگذار...بهانه ات را بگیرم !! #عکس_ن...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

#شعر_قدیمی🌸آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط