{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. " خدایا "

. " خدایا "
من دلم قرصه!!
کسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت
که حتی روز روشن نیست
کسی اینجا حواسش نیست
که دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته
زمین دار مکافاته!!!
فراموشم میشه گاهی
که این پایین چه ها کردم
که روزی باید از اینجا
بازم پیشه تو برگردم
. " خدایا "
وقت برگشتن
یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرمه آغوشت
اگه میشه منم جاکن
دیدگاه ها (۴)

سناری:مرگ پنهان/پارت¹⁰**ایزوکو**آروم چشمامو باز کردم. سرم در...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

Part 2

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

آخرین دعا 17

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط