{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسرت نگاهم رادریاب

حسرت نگاهم رادریاب

غلاف شمشیر نگاهت رابکش،

التماس نگاهم را بر تن عریان شعر ببین،

کتاب چشمانم،قطار واژه ها شد،

تا تورا دراشک زلال دلتنگیم

آیه آیه تلاوت کنم.

#بهزادشهریاری🌹
@asheghanehha2020
دیدگاه ها (۳)

من شاعر پائیزم،🌸 🍃 تو تنها میروی!🌸 🍃 رها کردی 🌸 🍃 این همه ب...

شدم آتشمیان لهیب واژه های تلخ دلتنگیشدم یک آه سرگردان میان ح...

چه کنم اشکهایم ازمن جلوترند و بی اجازه مشتم رابازمیکنند،ببخش...

فراموش نمیشوی هرگز،حتی آسمان فراموش کند, گل ابریشم قالی را،ت...

حسرت نگاهم رادریابغلاف شمشیر نگاهت رابکش،التماس نگاهم را بر ...

حسرت نگاهم رادریابغلاف شمشیر نگاهت رابکش،التماس نگاهم را بر ...

من بی تو شعر خواهم شد، تا از تن عریان واژه ها،از ...

من بی تو شعر خواهم شد، تا از تن عریان واژه ها،از ...

من بی تو شعر خواهم شد، تا از تن عریان واژه ها،از ...

من بی تو شعر خواهم شد، تا از تن عریان واژه ها،از ...

...شعری فوق العاده زیبا از سید حمید برقعیلطفا کامل بخونیدبات...

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است...

سلام ای صاحب انتظارمن این روزها بی بهانه ترینم آقای من ...بی...

به رسم محبت ، بسم الله. . .دلتنگ نوشتن هستم اما نمیتوانم بنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط