{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدَر از تو نوشتم

آنقدَر از تو نوشتم
همه جا پیش همه

قصّه ی شاعری ام
یکسره دیوان تو شد

جگرم خون شده ای کاش
که می فهمیدی

در خودش گم شده بود
آنکه غزل خوان تو شد
👫
دیدگاه ها (۲)

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

۲۰ مهر؛ به یاد خواجه‌ی شیرازامروز، شیراز بوی گل و شراب و شعر...

19مهر، روز دختر مبارک به دختری که من بهش می‌گم مامان... به د...

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

چشمهای تو زیــــباترین روایت تـــلخ ایران شد 💔چشم‌های توقرار...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

عاشقانه های شبنم

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط