{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه:

ادامه:

وقتی اب سیاه شد میوکی سرشو در اورد
ایثان با ترس نگاش میکرد
میوکی از اب در اومد
و ایثان رو بغل کرد
کم کم با موهاش اونو به ترس داد
که ایثان مغزش اوفت کرد
کارن عاشق ایثان شده بود
وقتی رفت و ایثان رو دید
اون جیغ زد و گفت ایثاااااان
بغلش کرد
که ایثان هم بغلش کرد
کارن یه چیزی رو حس میکرد رو کمرش راه میره
که سرشو چرخوند
و دید موهای میوکیه
میوکی جسم ایثان رو
پوشوند
هی میرفت دنبال کارن
اون چون قوی بود
چشمای ایثان به چشای قرمز تبدیل شد
و چاقو رو گرفت
دنبال کارن رفت
تااون بکشه
خلاصه
کارن خودشو پشت خونه قایم کرده بود
که میوکی صدای نفس کشیدنش
رو شنید
و با ناخونای بلندددد خیلییی بلند
به حنجرش زد
که ناخونای میوکی داخل حنجره کارن رفته بود


ادامههه بعدی
میخواین یا دیگه نذارم؟؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

میوکی که کارن رو کشتنوبت مامانش و ایثان شدمیوکی جسم کارن رو ...

اینم مجله ی روح های سرگردان در اتاق عملاینم داستانه ولی خیال...

ادامه:کارن به مامان میوکی رفت و گفت کهدوتا پسر هس یکی کشتس و...

ادامه:وقتی ایثان به اون خونه رفتبه دوستش مایکل گفت که اون بی...

وقتی ذوقتو کور کرد و...پارت 2جین متوجه شده بود چه گندی زده و...

فیک نفرین شده گان عشق و جادو قسمت هشتم

Swim with me 👅#swim_with_me𝑷𝑻 15 ویو هویج: دختر که حالا داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط