با بدبختی از رخت خواب بلند شدم و رفتم دست و صورتم رو شستم
با بدبختی از رخت خواب بلند شدم و رفتم دست و صورتم رو شستم و تند تند یه مانتو که خدا میدونه دقت نکردم چی بود و پوشیدم اومد پایین مامان به زور میگفت غذا بخورم اما خودتونم میدونید آدم مریض میل به غذا نداره به زور دو لقمه خوردم که البته اصلا مزشو نفهمیدم رفتیم درمانگاه و دکتر گفت باید امروز رو برم بیمارستان و بستری باشم وای خدا خیلی خوشم میاد از بیمارستان و اون بوی حال بهم زن که باید یک شبانه روز تحملش کنم هر چی اسرار کردم به بابا که میرم خونه استراحت میکنم قبول نمیکرد بابا بود دیگه من که ته تغاری حساس بود و اون شدید پس دیدم ن جونشو دارم کل کل کنم نه هم بابا راضی میشه پس مجبور شدم یه شب رو در بیمارستان سپری کنم ولی خدایش دلم واسه اونایی که بیشتر زندگیشون در بیمارستان میگذشت سوخت خدا میدونه آدم با سرم به چه سختی باید بری دستشویی خلاصه اون شب رو به جون کندن گذروندم و اومدیم خونه مامان که قربونش برم کافیه من طوریم بشه نمیزاره اصلا جم بخورم ولی من خیلی بدم میاد از یک جا نشستن و خوابیدن اوف نمیشه من یه روز کرم نریزم روزم شب نمیشه از اتاق اومد بیرون و از رو پله ها سرخوردم اومد پایین یه امام زاده بیژن مامان همچین چپ چپ اومد تو کارم که فاتحمو خوندم
_ای ذلیل شده نمیگی میفتی دست و پات میشکنه خودت همچین جونیم نداری خوبه تازه از بیمارستان اومدی البته بایدمیبردیمت تیمارستان
+اوا مامان گلم دلت میاد بابا خوب خوبم نگا بادمجون بم آفت نداره و لپ مامانو کشیدم و یه ماچ آبدار از لپاش گرفتم
_ای دختر کی میخوای بزرگ شی اول اینکه دردم گرفت بعدشم نمیدونی مریضی ویروس پخش میکنی
+دست شما درد نکنه دیگه مامان خانوم یعنی بنده ویروسم دیگه
_همچین بی شباهتم نیستی
دیگه حرفی نزدم ولی کل کل با مامانو دوست داشتم عاشقم میشه گفت پایه دیونه بازی های منه اما از نوع سالمش اگه شخص مذکری در کارباشه دیگه مامان پایه که نیست کلا خشن هم میشه رفتم داخل آشپز خونه و یه صبحانه مفصل خوردم اخه دیروز که بیمارستان بودم نمیتونستم غذا بخورم نه که نمیتونستما دوست نداشت اخه بوی الکل به مشامم میخورد حالم بد میشد بعد صبحانه رفتم داخل اتاقم دیروز که اصلا گوشیمو چک نکردم فکر کنم رضا تا الان دق مقی کرده باشه گوشیمو که برداشتم دیدم بعله 20 پیام اومده یه پنجاه باریم زنگ زده شمارشو گرفتم یه بوق دوبوق صدای ختسش بله
+بله و بلا مردم به عشقشون میگن جون دلم نه بله
_ا رها تویی کجایی تو دق کردم از دیروز تا حالا ک
+نوچ خیالم راحته دق نمیکنی
بعد کلی سر به سر گذاشتنش بهش گفتم چی شده و تماسو قطع کردم آخ که چقد صداتش آرامش بخشه اینکه میگن بعضیا انگار تو صداشون کدئین ریختن راست میگنا
(دوستان نظر بدین تا اگه خوب نیست دیگه ادامه ندم با تچکر 😊 (
_ای ذلیل شده نمیگی میفتی دست و پات میشکنه خودت همچین جونیم نداری خوبه تازه از بیمارستان اومدی البته بایدمیبردیمت تیمارستان
+اوا مامان گلم دلت میاد بابا خوب خوبم نگا بادمجون بم آفت نداره و لپ مامانو کشیدم و یه ماچ آبدار از لپاش گرفتم
_ای دختر کی میخوای بزرگ شی اول اینکه دردم گرفت بعدشم نمیدونی مریضی ویروس پخش میکنی
+دست شما درد نکنه دیگه مامان خانوم یعنی بنده ویروسم دیگه
_همچین بی شباهتم نیستی
دیگه حرفی نزدم ولی کل کل با مامانو دوست داشتم عاشقم میشه گفت پایه دیونه بازی های منه اما از نوع سالمش اگه شخص مذکری در کارباشه دیگه مامان پایه که نیست کلا خشن هم میشه رفتم داخل آشپز خونه و یه صبحانه مفصل خوردم اخه دیروز که بیمارستان بودم نمیتونستم غذا بخورم نه که نمیتونستما دوست نداشت اخه بوی الکل به مشامم میخورد حالم بد میشد بعد صبحانه رفتم داخل اتاقم دیروز که اصلا گوشیمو چک نکردم فکر کنم رضا تا الان دق مقی کرده باشه گوشیمو که برداشتم دیدم بعله 20 پیام اومده یه پنجاه باریم زنگ زده شمارشو گرفتم یه بوق دوبوق صدای ختسش بله
+بله و بلا مردم به عشقشون میگن جون دلم نه بله
_ا رها تویی کجایی تو دق کردم از دیروز تا حالا ک
+نوچ خیالم راحته دق نمیکنی
بعد کلی سر به سر گذاشتنش بهش گفتم چی شده و تماسو قطع کردم آخ که چقد صداتش آرامش بخشه اینکه میگن بعضیا انگار تو صداشون کدئین ریختن راست میگنا
(دوستان نظر بدین تا اگه خوب نیست دیگه ادامه ندم با تچکر 😊 (
- ۵.۸k
- ۳۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط