وانشات تک پارتی جونگکوک
وانشات تک پارتی جونگکوک
( به عنوان دوست پسرت )
............................................................
تو اون روز بدون اجازه ی جونگکوک به بار رفته بودی ، تو به سختی خودت رو به خونه رسوندی و رمز در رو زدی و وارد خونه شدی و اون با قیافهی عصبی اومد جلوت وایساد و گفت : لونا چرا بدون اجازهی ی من رفتی بار ؟
تو بدون اینکه موقعیتت رو بدونی رفتی روی مبل دراز کشیدی و جونگکوک اومد بالا سرت و گفت : حالاکه این کار رو کردی باید تنبیه شی که دفعه ی بعد این فکر به سرت نزنه !
تو بعد از شنیدنه کلمه ی ( تنبیه) به خودت اومدی و از مبل پریدی پایین و شروع کردی به دویدن اما جونگکوک خیلی ریلکس داشت کمربند شلوارش رو باز میکرد و یه گوشه از خونه گیرت آورد و مچ پاهات رو گرفت و با کمربندش بست و کمرت رو گرفت و بلندت کرد و تو افتادی روی شونه هاش و هی می گفتی : جونگکوک ولم کن......ولم کن !
اما اون نه به جیغ جیغ هات و نه به حرفات هیچ توجهی نمی کرد و بردت توی اتاق خواب و در رو بست و قفل کرد
( اسمات توی کامنتا )
( به عنوان دوست پسرت )
............................................................
تو اون روز بدون اجازه ی جونگکوک به بار رفته بودی ، تو به سختی خودت رو به خونه رسوندی و رمز در رو زدی و وارد خونه شدی و اون با قیافهی عصبی اومد جلوت وایساد و گفت : لونا چرا بدون اجازهی ی من رفتی بار ؟
تو بدون اینکه موقعیتت رو بدونی رفتی روی مبل دراز کشیدی و جونگکوک اومد بالا سرت و گفت : حالاکه این کار رو کردی باید تنبیه شی که دفعه ی بعد این فکر به سرت نزنه !
تو بعد از شنیدنه کلمه ی ( تنبیه) به خودت اومدی و از مبل پریدی پایین و شروع کردی به دویدن اما جونگکوک خیلی ریلکس داشت کمربند شلوارش رو باز میکرد و یه گوشه از خونه گیرت آورد و مچ پاهات رو گرفت و با کمربندش بست و کمرت رو گرفت و بلندت کرد و تو افتادی روی شونه هاش و هی می گفتی : جونگکوک ولم کن......ولم کن !
اما اون نه به جیغ جیغ هات و نه به حرفات هیچ توجهی نمی کرد و بردت توی اتاق خواب و در رو بست و قفل کرد
( اسمات توی کامنتا )
- ۲۱.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط