وانشات چندپارتی یونگی
وانشات چندپارتی یونگی
پارت ۲
............................................................
اون سرت رو داشت نوازش میکرد و تو هم یکم درد داشتی ولی جوری نبود که اذیتت کنه و یونگی هم آروم شکمت رو ماساژ میداد و گفت : ممنونم پیشی کوچولو !
تو هم خودت رو بیشتر توی بغلش جا دادی و یونگی بعد از گذاشت یه ربع بهت گفت : بریم حموم ؟
تو گفتی : بریم !
و اون بغلت کرد و بردت توی حموم و وان رو پر کرد و گذاشتت توی وان و خودش هم پشتت نشست و شروع کرد به ماساژ دادن شکمت و بعد بلند شد و بعد شروع کرد به شستن سرت چون واقعا جفتتون عرق کرده بودین و بعد آب کشید و سر خودش رو هم شست و بیرون اومدین و یونگی حوله خودش رو تنش کرد و بعد رفت از اتاق حوله تو رو هم آورد و تنت کرد و بغلت کرد آوردت و روی تخت گذاشتت و تو هی توخودت می پیچیدی و درد داشتی و یونگی سریع لباس تنت کرد و لباس تن خودش هم کرد و رفت برات کیسه ی آب گرم و قرص آورد و قرص رو بهت داد و اومد روی تخت و پتو رو کنار زد و بغلت کرد و کیسه ی آب گرم رو روی شکمت گذاشت و پتو رو هم تا زیر چونت کشید و بعد سرت رو بوسید تو هم برگشتی و سرت رو روس سینش فشوردی و کیسه ی آب گرم رو گذاشتی رویه شکمت طوری که به شکم یونگی هم میخورد و کم کم شمات گرم شد و خوابت برد .
ادامه دارد......
پارت ۲
............................................................
اون سرت رو داشت نوازش میکرد و تو هم یکم درد داشتی ولی جوری نبود که اذیتت کنه و یونگی هم آروم شکمت رو ماساژ میداد و گفت : ممنونم پیشی کوچولو !
تو هم خودت رو بیشتر توی بغلش جا دادی و یونگی بعد از گذاشت یه ربع بهت گفت : بریم حموم ؟
تو گفتی : بریم !
و اون بغلت کرد و بردت توی حموم و وان رو پر کرد و گذاشتت توی وان و خودش هم پشتت نشست و شروع کرد به ماساژ دادن شکمت و بعد بلند شد و بعد شروع کرد به شستن سرت چون واقعا جفتتون عرق کرده بودین و بعد آب کشید و سر خودش رو هم شست و بیرون اومدین و یونگی حوله خودش رو تنش کرد و بعد رفت از اتاق حوله تو رو هم آورد و تنت کرد و بغلت کرد آوردت و روی تخت گذاشتت و تو هی توخودت می پیچیدی و درد داشتی و یونگی سریع لباس تنت کرد و لباس تن خودش هم کرد و رفت برات کیسه ی آب گرم و قرص آورد و قرص رو بهت داد و اومد روی تخت و پتو رو کنار زد و بغلت کرد و کیسه ی آب گرم رو روی شکمت گذاشت و پتو رو هم تا زیر چونت کشید و بعد سرت رو بوسید تو هم برگشتی و سرت رو روس سینش فشوردی و کیسه ی آب گرم رو گذاشتی رویه شکمت طوری که به شکم یونگی هم میخورد و کم کم شمات گرم شد و خوابت برد .
ادامه دارد......
- ۲۹.۷k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط