{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر نور ماه 🎑

زیر نور ماه 🎑
Part : 7
گندم ویو :
کوک وقتی در رو باز کرد با چهره ی خسته ی تهیونگ‌ مواجه شدم زیر گاز رو خاموش کردم و پریدم بغلش محکم فشارش دادم اونم داشت منو محکم بغل میکرد که صدای کوک نذاشت بیشتر بغل ته ته جونم بمونم 😒
کوک ویو :
رفتم درو باز کردم و دیدم یه پسر با یه کیف پشت در بود تا نگاهم رفت سمت اشپز خونه گندم نبود و دیدم بغل اون مرد پشت در هست . اون مرد اومد داخل خونه و منم از حسودی اخ های ریزی میگفتم و وقتی میخواستن همو ببوسن من یه اخ خیلی بلند گفتم .( حسودی برادر گل کرد.🥀) با اخ گفتن من اسمش چی بود ؟ اها تهیونگ اومد سمتم و گفت برم طبقه بالا ‌.
گندم ویو :
چییییییییی نه وایسا تهیونگ اتاق من اماده نیست میشه ببریش تو یه جای دیگه لطفااااااااا « چهره ی مظلوم »
تهیونگ ویو :
باشه دختر زشت من حرص نخور همین طبقه پایین میمونیم همینجا کارو راه میندازیم😉
میدونم این پارت کم شده ولی پارت بعد جبران میکنم بخدا خوابم میاددددد😭
شرطا : ۱۵ کامنت 🗨️
عزیز دام لطفا خودت را جر نده 🎈👇🏻
https://wisgoon.com/dead_roze
دیدگاه ها (۳)

بچه ها جونم میشه این کیوتچه رو فالو کنین ؟https://wisgoon.co...

زیر نور ماه 🎑Part : 6 کوک ویو : منتظر بودم که داد و بیداد ر...

زیر نور ماه 🎑Part : 5 کوک ویو : نشستم روی مبل تا به همکارش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط