زیر نور ماه 🎑
زیر نور ماه 🎑
Part : 8
تهیونگ ویو :
( فلش بک به ۳۰ دقیقه پیش ) داشتم شام میخوردم که گوشیم زنگ خورد. 🌾Lady gandom🌾 گوشیم رو برداشتم و تلفن رو روی اسپیکر گذاشتم وقتی حرف میزد یه لوسی خواصی توی صداش بود میخواستم غذای یونتان رو بریزم ( دلم براش تنگ شده🥺) که گفت برم خونش میدونستم قراره که یه چیزی بخواد ولی خیلی خسته بودم . اخه مگه میشه اون خودش رو لوس کنه و چیزی بخواد و من بهش بگم نه !
گفتم یه ربع دیگه پیشتم وسایلم رو برداشتم و رفتم سمت خونش(زمان حال) داشتم وسایلم رو در میاوردم که گندمی گفت خیلی گرسنمه بیاید همزمان موقع کار غذا هم بلومبونیم (غذا بخوریم ) یه چاپ استیک در اورد و یه کم نودل گذاشت توش بهم نودل میداد خودشم هر از گاهی چند لقمه میخورد 🍜دلم خواست با اون اوضاع خوردنش ببوسمش به کسی که تیر خورده بود هم که نگاه کردم دیدم اونم داره به لب هایی که مال منن نگاه میکنه توی دلم گفتم انشاالله چشات چپ شه ( ایشالله چشم هیترا چپ شه ) نگاهم به چشمای اون مرد تیکه بود که با صدای گندمی از فکر و خیال بیرون اومدم گفت :« همینطوری اگه بخوایم ادامه بدیم کل خونه رو خون جونگ کوک میگیره » پس اسمش جونگ کوکه ...
وجدانم اجازه نمیده ادامه بدم 😚
اینم از پارت هدیه ای که گفته بودم .
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردید 😘
هدیه ای برای هیتر : رباتم فعاله عشقم
Part : 8
تهیونگ ویو :
( فلش بک به ۳۰ دقیقه پیش ) داشتم شام میخوردم که گوشیم زنگ خورد. 🌾Lady gandom🌾 گوشیم رو برداشتم و تلفن رو روی اسپیکر گذاشتم وقتی حرف میزد یه لوسی خواصی توی صداش بود میخواستم غذای یونتان رو بریزم ( دلم براش تنگ شده🥺) که گفت برم خونش میدونستم قراره که یه چیزی بخواد ولی خیلی خسته بودم . اخه مگه میشه اون خودش رو لوس کنه و چیزی بخواد و من بهش بگم نه !
گفتم یه ربع دیگه پیشتم وسایلم رو برداشتم و رفتم سمت خونش(زمان حال) داشتم وسایلم رو در میاوردم که گندمی گفت خیلی گرسنمه بیاید همزمان موقع کار غذا هم بلومبونیم (غذا بخوریم ) یه چاپ استیک در اورد و یه کم نودل گذاشت توش بهم نودل میداد خودشم هر از گاهی چند لقمه میخورد 🍜دلم خواست با اون اوضاع خوردنش ببوسمش به کسی که تیر خورده بود هم که نگاه کردم دیدم اونم داره به لب هایی که مال منن نگاه میکنه توی دلم گفتم انشاالله چشات چپ شه ( ایشالله چشم هیترا چپ شه ) نگاهم به چشمای اون مرد تیکه بود که با صدای گندمی از فکر و خیال بیرون اومدم گفت :« همینطوری اگه بخوایم ادامه بدیم کل خونه رو خون جونگ کوک میگیره » پس اسمش جونگ کوکه ...
وجدانم اجازه نمیده ادامه بدم 😚
اینم از پارت هدیه ای که گفته بودم .
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردید 😘
هدیه ای برای هیتر : رباتم فعاله عشقم
- ۵۸
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط