چند پارتی از هیوجین وقتی که بهت خیانت کرد و تو
چند پارتی از هیوجین: (وقتی که بهت خیانت کرد و تو.....)
هیوجین: هعی سونگهی اون همون دوسته ویگو نیست؟ -با سونگهی
سونگهی: چرا خودشه -با هیوجین بلند شد که بره پیشش
ات: پسره داشت بهم نزدیک تر میشد که یهو یکی از پشت یقشو کشید و به عقب پرتاب شد
هیوجین: داری چه غلطی میکنی اشغال -شروع کرد به مشت زدن
سونگهی: تو خوبی؟
ات: ا...اره -نفس نفس زدن
سونگهی: بیا بشین
سونگهی: خیله خب دیگه ولش کن -با هیوجین
هیوجین: -ولش کرد
ات: ممنونم
سونگهی: ویگو کجاست؟
ات: رفته سرویس
سونگهی: اوک....بهتری؟
ات: ا..اره خوبم
ویگو اومد-
ویگو: دختر یه لحظه اونج..... -یهو تورو دید که ترسیدی و هیوجینو دید که وضعش معلوم بود دعوا کرده
ویگو: چی شده؟
سونگهی: چرا آنقدر دیر کردی؟
ویگو: یه لحظه درگیر بودم.... چه اتفاقی افتاد
سونگهی: یه پسر مزاحم ات شده بود
ویگو: دختر خوبی تو؟
ات: اوهوم
هیوجین: بیا آب بخور -اب داد بهش
ات: ممنونم
(پایان فلش بک)
و این بود از جایی که شما باهم آشنا شدید و الان دوتا عاشقید، هروقت هم میخواید برید بار همون باری میرید که باهم آشنا شدید، امشب هیوجین گفته بود سر کاره و شاید دیر بیاد تو هم میخواستی بری بار و با یکی از دوستات قرار داشتی، قبل رفتنت هم به هیون گفته بودی که میخوای بری بیرون
ات: پس امشب من با یکی از دوستام بیرونما
هیوجین: اوک قشنگم خوش بگذره، راستی میرید همون بار همیشگی؟
ات: نه اینبار گفتش یه بار دیگه قراره بریم
هیوجین: اوک پس مراقب خودت باش درضمن، لباس درست بپوش، زود بیا وَ مواظبببب باشششششش
ات: خنده- چشم خیالت راحت
هیوجین: بوس بهت من دیگه برم
ات: خدافظظظظظظ -قطع کردن
(یه ربع بعد)
تو آماده شده بودی یه کت و شلوار سفید و شیک پوشیده بودی ساعت ۸:۱۳ دقیقه بود و بعد چک کردن خونه سوار ماشین شدی و قرار بود به لوکیشنی که باید میرفتی
بعد رسیدن-
ات: وا این که همون باره، فقط لوکیشنش از یه راه دیگست
ات: حالا بیخیالش -رفتی داخل و بعد انتخاب یکی از میزا رفتی نشستی و یه شراب سفارش دادیم و منتظر دوستت بودی
هیوجین: هعی سونگهی اون همون دوسته ویگو نیست؟ -با سونگهی
سونگهی: چرا خودشه -با هیوجین بلند شد که بره پیشش
ات: پسره داشت بهم نزدیک تر میشد که یهو یکی از پشت یقشو کشید و به عقب پرتاب شد
هیوجین: داری چه غلطی میکنی اشغال -شروع کرد به مشت زدن
سونگهی: تو خوبی؟
ات: ا...اره -نفس نفس زدن
سونگهی: بیا بشین
سونگهی: خیله خب دیگه ولش کن -با هیوجین
هیوجین: -ولش کرد
ات: ممنونم
سونگهی: ویگو کجاست؟
ات: رفته سرویس
سونگهی: اوک....بهتری؟
ات: ا..اره خوبم
ویگو اومد-
ویگو: دختر یه لحظه اونج..... -یهو تورو دید که ترسیدی و هیوجینو دید که وضعش معلوم بود دعوا کرده
ویگو: چی شده؟
سونگهی: چرا آنقدر دیر کردی؟
ویگو: یه لحظه درگیر بودم.... چه اتفاقی افتاد
سونگهی: یه پسر مزاحم ات شده بود
ویگو: دختر خوبی تو؟
ات: اوهوم
هیوجین: بیا آب بخور -اب داد بهش
ات: ممنونم
(پایان فلش بک)
و این بود از جایی که شما باهم آشنا شدید و الان دوتا عاشقید، هروقت هم میخواید برید بار همون باری میرید که باهم آشنا شدید، امشب هیوجین گفته بود سر کاره و شاید دیر بیاد تو هم میخواستی بری بار و با یکی از دوستات قرار داشتی، قبل رفتنت هم به هیون گفته بودی که میخوای بری بیرون
ات: پس امشب من با یکی از دوستام بیرونما
هیوجین: اوک قشنگم خوش بگذره، راستی میرید همون بار همیشگی؟
ات: نه اینبار گفتش یه بار دیگه قراره بریم
هیوجین: اوک پس مراقب خودت باش درضمن، لباس درست بپوش، زود بیا وَ مواظبببب باشششششش
ات: خنده- چشم خیالت راحت
هیوجین: بوس بهت من دیگه برم
ات: خدافظظظظظظ -قطع کردن
(یه ربع بعد)
تو آماده شده بودی یه کت و شلوار سفید و شیک پوشیده بودی ساعت ۸:۱۳ دقیقه بود و بعد چک کردن خونه سوار ماشین شدی و قرار بود به لوکیشنی که باید میرفتی
بعد رسیدن-
ات: وا این که همون باره، فقط لوکیشنش از یه راه دیگست
ات: حالا بیخیالش -رفتی داخل و بعد انتخاب یکی از میزا رفتی نشستی و یه شراب سفارش دادیم و منتظر دوستت بودی
- ۲۵.۰k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط