{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان آلفای بی رحم من پارت

رمان آلفای بی رحم من پارت ۳
شب
جین ویو:
داشتم برای خودم دوکبوکی درست میکردم که زنگ در به صدا در اومد
یکم ترسیدم اول از چشمی نگاه کردم دیدم مین هوعه پس سریع درو باز کردمو یه پس گردنی بهش زدم
مین هو:آیییی چته دردم اومددد
جین:ساکت شو چرا خبر ندادی داری میای لعنتی
مین هو:اسکل من همیشه سر زده میام و چرا انقدر حساسی چیزی شده؟
جین:هوفف آره بیا برات تعریف کنم
رفتیم داخل و همچیو براش تعریف کردم
مین هو:یاخدا پسر اگه فردا بیاد سراغت چییییی؟
جین:نه بابا هیچ غلطی نمیتونه بکنه
مین هو:جین میخوای بیای خونه ی من؟
جین:نه ممنون اینجا راحت ترم
مین هو:ای بابا اوکی اوففف هیچی نداری بخوریم دارم میمیرم از گشنگییی
جین:احمق همیشه گشنته دو دقیقه چیزی نخوریی نمیمیری که
مین هو:احمق همیشه گشنته دو دقیقه چیزی نخوری نمیمیری که(اداشو در آورد)
جین:دلقک
پاشدم رفتم تو ظرف دوکبوکی رو ریختمو آوردم بیرون
با مین هو نشستیم فیلم دیدیم و دوکبوکی خوردیم
جین:مین هو شب اینجا میمونی؟
مین هو:نه میرم خونه کار دارم
جین:آها باشه مراقب باش
مین هو:توهم همینطور خدافظ
جین:خدافظ
بعد از اینکه مین هو رفت ظرفارو شستمو وسایلو مرتب کردم بعدشم رفتم خوابیدم
فردا
جین ویو:
با صدای کوبیده شدن در از خواب بیدار شدم سریع رفتم بیرون و نفهمیدم چیشد که چشمام سیاهی رفت
با سر درد شدیدی چشمامو باز کردمو دورو برمو نگاه کردم
یه اتاق کامل مشکی با تخت دو نفره و کمد و چهارتا خرتو پرت دیگه
از رو تخت بلند شدمو رفتم درو باز کنم ولی قفل بود، هرچی تلاش میکردم باز نمیشد لعنت بهش
نامجون ویو:
صبح به دستیارام گفتم برن پسره رو برام بیارن و الان انقدر که داره سرو صدا می‌کنه گوشام کر شد
رفتم بالا و درو باز کردم که افتاد تو بغلم
نامجون:اوه انتظار نداشتم
جین:لعنت بهت عوضی ولم کن میخوام برم خونه
نامجون:اگه یبار دیگه بهم بی احترامی کنی زبونتو میبرم کوچولو و از الان به بعد اینجا خونه ی توعه پس سعی کن عادت کنی بعداً یه نفرو میفرستم قانونارو بهت بگه و اگه فکر فرار به سرت بزنه کاری میکنم که خودت با پای خودت برگردی و التماسم کنی اینجا رات بدم شیر فهم شد
جین:من ازت نمی‌ترسم و هیچ کدوم از اون قانونای کوفتی رو رعایت نمیکنم.........
پارت سوم امیدوارم خوشتون بیاد و لطفاً حمایت کنید🌷
دیدگاه ها (۱۱)

رمان آلفای بی رحم من پارت ۴نامجون: مطمئنی؟جین:تاحالا تو زندگ...

رمان آلفای بی رحم من پارت ۵جین ویو:بعد از اینکه غذامو خوردم ...

رمان آلفای بی رحم من پارت ۲جین ویو:وقتی بهم گفت عزیزم یکم تع...

رمان آلفای بی رحم من پارت ۱جین ویو:مثل همیشه رفته بودم پیاده...

عشقـ یا نفرت ؟سرخ شدم رفتم پیش جین تهیونگ: جین دیگه همه مهم...

my dance partner🌊#my_dance_partner𝑷𝑨𝑹𝑻 1✨START✨سال 1983: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط