باران و من و فاصله و بغض نفس گیر

باران و من و فاصله و بغض نفس گیر
یک شعرِ ترِ خسته ی پوسیده ی دلگیر

هر شعر که آن را تو نخوانی به چه مانَد
چون من که پر از دردم و از عاقبتم سیر

#مریم_حیدری
دیدگاه ها (۲)

ﭼﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺎﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﯾﻢ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ .....

ای مرگ بر این ساعت بی هم بودنعلی اذر***

قهوه و شعر و خیال ِ تو و این باد خنک باز لبخند بزن ، قهوه شک...

چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهاییکه حتی گریه های بی امانم ...

امدنت دیر شده

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

شعله بی امان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط