{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه و شعر و خیال ِ تو و این باد خنک

قهوه و شعر و خیال ِ تو و این باد خنک

باز لبخند بزن ، قهوه شکر می خواهد

#صفورا_یال_وردی
دیدگاه ها (۵)

باران و من و فاصله و بغض نفس گیریک شعرِ ترِ خسته ی پوسیده ی ...

ﭼﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺎﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﯾﻢ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ .....

چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهاییکه حتی گریه های بی امانم ...

ﺩﻫﺎﺕ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﺳﺤﺮﺗﻤﺎﻡ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﺷﮑﻮﻓﻪ ﻣﯽ ﺩ...

*لبخند بزن!چون این مردم رو گیج می کنه؛چون آسون تر از توضیح د...

حواس را به هر کجا پرت میکنمباز سر از خیال تو در می آوردهیجان...

خیال  در   همه عالم    بِرفت و باز   آمد که از حضور تو خوش ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط