{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در چهره ی خاموش خیال

باز در چهره ی خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه ی هستی سوزت
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندن و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده ی عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوتِ من دست خیال
صورت شاد تو را نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطشِ طوفان بود... .
#فروغ_فرخزاد
فروغِ شب های بی فروغم..
دیدگاه ها (۱)

کنار آمده امو مه ای که بر شانه ام تکیده ادامه ی زندگی ستبی ت...

بچه ها یه سوال ¡¡¡چرا نمی تونم کامنت بزارم من ؟؟؟!!

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و...

باز درچهره خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتبازمن ماندم و درغ...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

باز در چهرهٔ خاموش #خیالخنده زد #چشم گناه آموزتباز من ماندم ...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

باز در چهرهٔ خاموش خیال,خنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

باز در چهرهٔ خاموش خیال,خنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط