باز درچهره خاموش خیال
باز درچهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
بازمن ماندم و درغربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
بازمن ماندم ویک مشت وهوس
باز من ماندم ویک مشت امید
یاد ان پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
(فروغ فرخزاد)
خنده زد چشم گناه آموزت
بازمن ماندم و درغربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
بازمن ماندم ویک مشت وهوس
باز من ماندم ویک مشت امید
یاد ان پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
(فروغ فرخزاد)
- ۳.۱k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط