{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P8
ویو ا.ت
دیدم کوک اومد و خواستم از پله ها بیام بالا که یهو احساس کردم که دارم میفتم و سیاهی......
با احساس اینکه ضربه ای بهم وارد شد بیدارم شدم و دیدم اون دختره ی عوضی بالا سرمه و گلدون رو روی سرم شکونده و بدنم پر خون واسه چند لحظه توی شوک بودم تا به خودم اومدم جینا رفته بود و کوک با نگرانی گفت :
- ا.ت نترس الان برات پانسمانشون میکنم
+ اوم
کوک رفت جعبه کمک های اولیه رو آورد و زخمم رو ضدعفونی کرد یکم می‌سوخت ولی قابل تحمل بود
ویو کوک
بعد از اینکه جینا رو بیرون کردم های ا.ت رو پانسمان کردم وقتی تموم شد اون خوابش برده بود منم کنارش نشستم و خوابم برد.
حدود ساعت ۲:۳۰ شب بود که با صدای ا.ت از خواب پریدم داغ شده بود و تو خواب داشت هزیون
می‌گفت و گریه میکرد منم از خواب بیدارش کردم داشت نفس نفس میزد
- حالت خوبه پرنسسم
+اومم آره خوبم
-آره معلومه (پوزخند)
کوک رفت و یه کاسه یه پر از آب و یه حوله آورد خوبه رو خیس کرد و گذاشت رو سر ا.ت و کم کم هردو خوابشون برد
ویو ا.ت (صبح)
از خواب بیدار شدم حدود ساعت ۱۱ صبح بود رو سرم به حوله خشک شده بود ولی کوک کنارم نبود یهو............



سی سی گلم @39583🫧🩵🌊
دیدگاه ها (۸)

P9 یهو کوک‌ با یه سینی پر از پنکیک و عسل وارد شد ( برادرانی ...

لباسی که کوکی برا ا.ت فرستاد

P7 که یهو از پله صدای بلندی اومد دیدم که ا‌.ت افتاده واسه یه...

اتاق ا.ت

دو پارتی بنگ چان وقتی عاشقته و تو کنسرت غش میکنی و باید بهت تنفس دهان به دهان بدن

خونآشام من

Part 20 کوک ویودرو باز کردم که ا،ت و دیدم بی جون رو زمین افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط