{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 51
با همین جذبه کل کلاس ساکت شد
معلم عینکشو جا به جا کرد و بدون گفتن حذفی شروع به تدریس کرد
اولالالا ابهتووووو
هیچکس به روش نیاورده بود ما باهمیم
برعکس سریالا که انتظار داشتم بچه ها به خاطر قرار گذاشتن با جونگکوک به من قلدری کنن ولی اصلا رفتارشون تغییری نکردی البته اگه دو روز اول رو فاکتور بگیرم
که با لیزر های چشماشون و نیش زبانشون من رو به رگبار گرفته بودن
فکر میکردم خانواده مون ما رو از هم جدا کنن ولی شرایط به طرز عجیبی آروم بود
دایی و زندایی هم در مورد رابطه مون در جریان بودن
اول زندایی گفت بعد از رسیدن به سن قانونی اجازه ی قرار گذاشتن داریم ولی نمیدونم مامان چی توی جونگکوک‌ دید که حاضر شد زندایی رو راضی کنه
دایی هم مثل همیشه موافق بود
میتونم به جرعت بگم بیشترین کسی‌ که از قرار گذاشتن من و جونگکوک ک....و.....ن نداشته اش سوخت دنیلا بود
اون موقع بود که حتی در حدی سوختگیش زیاد بود پدرشو از آمریکا به کره کشوند
پدری که حتی برای سر زدن به مادر مرضیشون هم نیومده بود اومد و در باره ی ما به مادربزرگ گفت
اون موقع بود که برای دومین بار این زن خر پول رو ملاقات که چه عرض کنم زیارت کنم

مادربزرگ /

با استرس در حال جویدن لبم بودم
توی این مدت که توی این خونه بودیم حتی یکبار هم‌‌ من رو صدا نکرده بود
نکنه هر چی مامان و بابا خوب‌ رفتار کردن رو از دماغمون در بیاره
نکنه دنیلای کصافت چصی کرده‌ باشه و به باباش چیز های بد بد گفته باشه اونم دروغ تحویل مادربزرگ داده باشه؟
اصلا چرا برای همچین موضوعی مادربزرگ بیچاره ام که بدون ماسک اکسیژن نمیتونست نفس بکشه رو درگیر کردن؟
با استرس در زدم و وارد اتاق شدم
با دیدن تبلتی دست مامانبزرگ چشمام گشاد شد
بهم خیره شد و بعد از آنالیز کردنم ماسکشو برداشت

+سلام مادربزرگ جان..خوب هستید؟..سلامت هستید؟..امیدوارم همیشه عالی باشید

بدون هیچ گرفتگی صدا یا نفس زدنی گفت

/شاید برات سوال باشه که چرا صدات کردم..بشین حرفام طول می‌کشه

با تعجب بهش خیره شدم
این مگه مریض نبود؟
مگه بدون ماسک اکسیژن نمیتونست نفس بکشه ؟
روی کاناپه ی کرمی رنگ جفت تختش نشستم
بعد سوالی نگاهش کردم

/همانطور که میبینی من کاملا سر حالم..
دیدگاه ها (۲)

I'm not jealous part 52+پس ماجرای سرطان؟/همش دروغ بود..میخوا...

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

I'm not jealous part 50ایشی گفتم و به سمت سالن غذا خوری رفتم...

I'm not jealous part 49اشکامو پاک کردم روی تختم دراز کشیدم م...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁶(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط