{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ ددی مافیایی من }

{ ددی مافیایی من }

{ فصل 2 }


پارت : 6

{ پرشه زمانی به صبح }


بارام ویو :

با صدای الارمه گوشیم از خواب بیدار شدم اهههههه لعنت بهت مدرسه
رفتم و صبحانه خوردم و بعدش رفتم و یه دست لباس برای رفتن به مدرسه برداشتم اخه یونیفرمم داخله مدرسست
و بعدش رفتم و کولمو که از قبل امادش کرده بودم رو برداشتم و بعدش رفتم پیشه راننده تا ببرتم مدرسه
رسیدیم به مدرسه از ماشین پیاده ‌شدم ورفتم داخله مدرسه همه دانش اموزا داشتن یطوری نگام میکردن فکر کنم بخاطره کره ای بودمه اوففففف
رفتم داخله دفتره مدیر و یونیفرممو ازش گرفتم و با لباسه خودم عوضش کردم

بارام : اهههه این دامنش یزره کوتاه نیست اوفففففف ولش

( رفتم داخله کلاس و روی میزه اخره کلاس نشستم که چندتا دانش اموزه ایتالیایی اومدن جلوی میزم وایسادن که یکی از اونا گفت )


؟ : هی دختره


بارام : چته ؟


؟ : هه تو کره ای هستی ؟


بارام : اره من کره ایم که چی ؟


؟ : اممممممم ما دوست نداریم که اینجا پای یه چشم بادومی باز بشه مگه نه بچه ها ؟


بقیشون : اره پس از اینجا برو


بارام : ..................................


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۰)

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 7بارام : هه پس از اون نژ...

{ ددی مافیایی من }{ فصل ۲ }پارت : 9 و بازم بارام ویو 🗿 :...

{ ددی مافیایی من }‌{ فصل 2 }پارت : 5( خب الانم حال ندارم که...

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 4بارام ویو :خلاصه که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط