{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواست گیسوانم را

میخواست گیسوانم را
به دست بادی ترین سازهای جهان برقصاند
که یادش نیامدانگشتانش را کجایه قصه جاگذاشته
واسب هایه وحشی
چقدر در گیسوانم شیهه کشیدند....
دیدگاه ها (۳)

مرز گمشده ریشه روشنی پوسید و فرو ریخت. و صدا در جاده بی طرح...

دنگ... دنگ...، دنگ .... ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی د...

. خندیدن یک نیایش است...!!!اگر بتوانی بخندی و بخندانی ،آموخت...

من عقابی بودم که نگاه یک مارسخت آزارم دادبال بگشودم و سمتش ر...

خدمتکار من پارت۷به ماشین تکیه کرده بود و منتظر بودصدای در به...

★ازدواج من و بابات؟...p¹مین‌یون اومد سمتم و گفت:"بابا الان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط