{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دنیای من

رمان دنیای من
پارت ۲۸
در زدم دیانا
دیانا، بله
ارسلان، بیام تو
دیانا، بیااین اتاق خودته
ارسلان، حل شد
دیانا، واقعا
ارسلان، آره
دیانا، چه جوری
ارسلان، دیگه مثلا من ارسلانما
دیانا، خیلی ازت ممنونم برای تشکر میخوایه ناهارخوش مزه درست کنم که انگشتاتم بخوری
ارسلان، شما که همیشه غذاهای خوش مزه درست میکنی
دیانا، لبخندی زدم
رفتم پایین شروع کردم به درست کردن مرغ و قرمه سبزی
...... ۲ ساعت بعد ......
غذا درست شد
ارسلان بیا غذا امادس
ارسلان، او برای تشکر نیاز نبود آنقدر خودتو توی زحمت بندازی
دیانا، کاری نکردم که
ارسلان، شروع کردیم به خوردن دستت درد نکنه
دیانا، نوش جان
ارسلان، دیانا آشپزی و کی بهت یاد داد
دیانا، من قبل از اینکه مامانم فوت کنه بهم یاد داد
پارت بعد بزارم میخواید
دیدگاه ها (۶)

رمان دنیای من پارت ۲۹...... ۲ ساعت بعد ......غذا درست شد ارس...

رمان دنیای من پارت ۳۰ارسلان، باشه مرسی از راهنماییتنویسنده، ...

رمان دنیای من پارت ۲۷ای خدای من نکن اینجوری دختر آروم آروم م...

رمان دنیای من پارت ۲۶دیانا خوبی ببخشید یادت اوردم دیانا، اشک...

زندگی دوبارا

زندگی دوباره

ᑭ6 🦊🦊🦊بیو فاکسی من زود تر بیدار شدم هنوز خوابو بیدار بودم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط