{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهائیم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه پایانیم را حس نکرد
دیدگاه ها (۱)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

سناریو تهیونگ

چند پارتی جونگ کوک

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

« هم عشقمی هم رفیقمی »روایتِ رابطه ای ست که در آن عشق فقط به...

معرفی فیک : اسم فیک : رقص هارمونی های شکسته «👑 The dance of ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط