{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،
به جای عذرخواهی و کمک کردن به پیر زن شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن؛
سپس راهش را ادامه داد و رفت؛

پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است...
جوان به سرعت برگشت و شروع به جستجو نمود؛
پیرزن به او گفت: مروت و مردانگی ات به زمین افتاد، هرگز آنرا نخواهی یافت!!!


"زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد"

زندگی حکایت قدیمی کوهستان است!
صدا می کنی و می شنوی؛
پس به نیکی صدا کن، تا به نیکی به تو پاسخ دهد...
دیدگاه ها (۷)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد، به جای عذرخواهی و ک...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

زندگی #حکایت قدیمی کوهستان است! جوانی با دوچرخه اش به پیرزن...

📌 داستان پیرزن و دوچرخه سوارجوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخ...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط