{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ههه سگمه امروز در باز بود رفت تو خیابون همه فرار کردن نمی

ههه سگمه امروز در باز بود رفت تو خیابون همه فرار کردن نمیدونستن که سگ تربیت شدس
یه دفعه یه نفر برای اینکه خودی نشون بده با چوب افتاد به جون سگ بیچاره حسابی سگو کتک زد
تجربه سختی از بیرون رفتن پیدا کرد حالا رفته تو لونش کز کرده خوابیده
دیدگاه ها (۶)

خیلی عالی،

ترس من اینه که روزی روی قولم پا بزارم..... واسه بد بینیو حرف...

اینم کار خودمه چطوره؟

اینم جزیره،، عاااااالی

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

بسم الله الرحمن الرحیم رمان/بلولاکرمان/مایکل کایزررمان/معجزه...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

Destiny part 8

My lovely neighbor part : 67

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط