{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه از زبون واکیلا

ادامه از زبون واکیلا
از خواب بیدار شدم ی خدمتکار امد و گفت شام حاضره
سری تکون دادم رفتم سمت وسیله هام موهامو اروم مرتب کردمو یکم به خودم رسیدم بعد رفتم پایین که باکوگو دیدم نشستم غذارو اوردن شروع کردیم به خوردن سکوت بدی فضا رو گرفته بود که باکوگو گفت :ببینم نفله دوست داری ادامه تحصیل بدی یا نه ؟
موندم چی بگم بعد از چند ثانیه اروم گفتم دوست دارم تا دیپلم بخونم
باکوگو پوزخندی زدو گفت هر جور راحتی نفله
اقاااااا چرا این مردک به همه میگه نفله دوست دارم بزنمش اما نه قیافش قشنگه صورتش خراب میشم اَه اصلا من دارم چی میگم خاک تو سرم کنن بشینم غذامو بخورم
دوباره سکوت شد و باکوگو گفت از فردا صبح بیدار میشی اماده میشی میری مدرسه ی ماشین مشکی میاد دنبالت میارتت و میبرتت غیراز اون با هیچ ماشین دیگه ای نه چیزی نه میای و فرداهم شاید برای جلسه اومدم به عنوان ولی تو از این به بعد هم به جایه واکیلا کوچو واکیلا باکوگو هستی چون من سرپرستتم
اروم گفتم چشم
فلش بک به فردا صبح باز هم از زبون واکیلا
از خواب بلند شدم عادت به صبحونه ندارم رفتم سرویس دست و صورتمو شستم اومدم رفتم موهامو درست کردم لباس پوشیدن رفتم پایین رفتم تو حیاط یکدفعه خدمات گفت هییی دختر واستا غذات یادت رفت
راستش عادت نداشتم کسی باهام مهربون باشه تشکر کردمو رفتم توی ماشین نشستم
هوووف خداکنه اون لونا افریته نیاد اون از من متنفره و خوب خیلی برام قلدری میکنه و روی اعصابه و تا حالا شده کتکم بزنه توی همین فکرت بودم که رسیدیم و بلههههه دیدم خانم جلوی در مدرسه واستاده منتظرم
********************************
خوب اینم از این پارت میدونم چرت شد ولی خوب حق بدین خوابم میومد برای همین اگه اشتباه تایپی داشتم معذرت کلا من ادم چس دستی هستم به بزرگی خودتون ببخشید 🙏
دیدگاه ها (۴)

ببخشید بچه ها این چند روز حالم اوکی نیست نمیتونم پارت بدم

(از زبان واکیلا) رفتم سمت در مدرسه که اونا اروم توی گوشم گفت...

شماره ناشناس بود جواب دادم _:الو؟ ؟:سلام ببخشید مزاحم میشم م...

بعد از حدودا دوساعت رسیدیم به ی عمارت خیلی بزرگ واردش که شدی...

با صدای در بیدار شدم دیدم اون خدمتکار نفره بود اَه رو مخ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط