{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکی

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خواست تا مهمان وی باشد.حکیم پذیرفت.کدخدای دهکده هراسان خود را به حکیم رسانید گفت: این زن،هرزه است به خانه‌ی او نروید حکیم گفت:یکی از دستانت را به من بده کدخدا یکی از دستانش را در دستان حکیم گذاشت.آنگاه حکیم گفت حالا کف بزن کدخدا گفت: هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند حکیم پاسخ داد:هیچ زنی نمی تواند به تنهایی هرزه باشد،مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند! به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش!!
دیدگاه ها (۳)

.

.

.

.

این داستان بخونید ,حکيمي به دهي سفر کرد زني که مجذوب سخنان ا...

.حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم ...

#كلمات_گوهربارحکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده...

حکیمی به دهی سفر کرد...زنی که مجذوب سخنان او شده بود، از حکی...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط