{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم .

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم .
اوایل بهش میرسیدم .قشنگ بود و جون دار.
کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره.
خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد.
منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه.
هر گلی که خراب میشد میگفتم ،کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم...
تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده .
ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهرشو حفظ کرده بود.
قوی ترین گلم رو از دست دادم، چون فکر میکردم قویه و مقاوم...

مواظب قویترین های زندگیمون باشیم .
ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند،همیشه حامی اند،پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگی نمیکیم،تا اینکه یه روز میفهمیم قوی ها هم از بین میرن


الی
دیدگاه ها (۴)

ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘایشان ﺳﺨﻨ...

ساعتی جای خدامن دلم میخواهد،ساعتی جای خدا می بودمتا که چرخی ...

میدانید آخرین زنگ زندگی تان کی میخورد!؟خدا میداند، ولی... آن...

قصه قشنگیه حتما بخونیدروزی جوانی پیش پدرش آمد و گفت : دختری...

پارت ۵ | نزدیک‌تر از چیزی که فکر می‌کردمبعد از اون روز، دیدن...

:::پارت یازدهم:::ویو کیم کیونگحدوداً یک هفته ای از اومدنم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط