{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ تمامِ فکر‌هایم را کرده ام

‌ تمامِ فکر‌هایم را کرده ام
بهترین راه همین است
که یک شب زلزله‌ای بیاید
قاره ی من را به قاره ی تو نزدیک کند
همان شب من تنها جاده‌ ی مانده تا رسیدن را بدوم
و بدوم
و بدوم
صبح تو را کنارِ خانه جنگلی‌ کوچکی ببینم
که بی‌قرارِ آمدنِ من ایستاده ای
با سرِ انگشتان مردانه ات موهایِ سیاهم را پشتِ گوشم بزنی‌
و با مهربانی بپرسی‌
صبحانه نانِ محلی می‌خوری با پنیر و گردوی تازه؟؟
دیدگاه ها (۱)

چه تلخ است که..دیروزش را با من و رنجهایم گذراند..وامروزهم با...

و تو را باید که با تمام "حرف‌هایی‌که" درچشمانت موج می‌زند با...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

مرا اتفاقی پیر کرد کههرگز رخ نداد...

compensation of his death __ Part 33اریک: اینجا ملک برادر من...

پارت ۱۱M:"هومم...اولین باره که میبینم ساسکه راجبش بهم خبر ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط