P29
«صبح»
ویو هانا
با سروصدای سشوار از خواب بیدار شدم
جونگکوکو دیدم که داشت موهاشو که خیس بود خشک میکرد
دستمو گذاشتم زیر سرمو نگاهش کردم
-عه بیبی بیدارت کردم؟
+اره تو خواب ناز بودم
-خب پس معزرت میخام
+نمیبخشم
خندیدو گفت:
-هزارتا شاخه گل رز چطوره
+نچ نچ چقدرم که خسیسی
-پانصد هزارتا چطوره
یهو چشمام گرد شد دستمو سمتش دراز کردم
و با صدای مردونه ای گفتم
+قبوله آقای جئوننن
-ممنون میسیز
هردومون باهم خندیدیم
از جام بلند شدم حولمو برداشتم
+من میرم حموم عزیزم
-باشه عشقم منم صبحونه درست میکنم
+اوکی
ویو جونگکوک
بعد اینکه هانا رفت حمام شروع کردم به درست کردن صبحانه و آواز خوندن
که دیدم یه صدایی میاد
از گوشیه هانا بود پشت سرهم براش پیام میومد
-این دیگه کیه نکنه نیناست ؟شاید اتفاقی برای بچهها افتاده
با سرعت گوشیشو برداشتم و بازش کردم
اما پیام از طرف ناشناس بود
داشتم پیامارو میخوندم که یهو گوشی از دستم کشیده شد
+ داری چیکار میکنییی
-همین الان گوشیتو بده هانا
+تو به من شک داری چرا داشتی گوشیمو چک میکردییی؟
-نههه ندارمممممم(عربده)
با دادی که زدم ترسید
-اون چه پیامای تهدید آمیزی بود؟
سکوت کرد
-هااااا؟تو نباید راجب اینا به من بگیییی
+جونگکوک تو نباید اینارو میفهمیدی
-چراااا؟
یهو با جیغ گفت:
+یه لحظه داد نزننننن
-هوففف فقط جوابمو بده
+اون هممونو میکشه
گوشیشو ازش گرفتم و اونارو خوندم
«اگه به شوهرت بگی اول اونو میکشم»
«تو این چندسال خوب بهت استراحت دادم»
-هه معلومه تازه کاره،چس مغز
گوشیمو برداشتم سریع زنگ زدم به جکسون
سر یه بوق جواب داد
$سلام قربان امرتون؟
-ببین این شماره ای که بهت میدمو هک کن
$چشم حتما
قطع کردم و شماره رو ارسال کردم
+میترسم جونگ کوک
ویو هانا
با سروصدای سشوار از خواب بیدار شدم
جونگکوکو دیدم که داشت موهاشو که خیس بود خشک میکرد
دستمو گذاشتم زیر سرمو نگاهش کردم
-عه بیبی بیدارت کردم؟
+اره تو خواب ناز بودم
-خب پس معزرت میخام
+نمیبخشم
خندیدو گفت:
-هزارتا شاخه گل رز چطوره
+نچ نچ چقدرم که خسیسی
-پانصد هزارتا چطوره
یهو چشمام گرد شد دستمو سمتش دراز کردم
و با صدای مردونه ای گفتم
+قبوله آقای جئوننن
-ممنون میسیز
هردومون باهم خندیدیم
از جام بلند شدم حولمو برداشتم
+من میرم حموم عزیزم
-باشه عشقم منم صبحونه درست میکنم
+اوکی
ویو جونگکوک
بعد اینکه هانا رفت حمام شروع کردم به درست کردن صبحانه و آواز خوندن
که دیدم یه صدایی میاد
از گوشیه هانا بود پشت سرهم براش پیام میومد
-این دیگه کیه نکنه نیناست ؟شاید اتفاقی برای بچهها افتاده
با سرعت گوشیشو برداشتم و بازش کردم
اما پیام از طرف ناشناس بود
داشتم پیامارو میخوندم که یهو گوشی از دستم کشیده شد
+ داری چیکار میکنییی
-همین الان گوشیتو بده هانا
+تو به من شک داری چرا داشتی گوشیمو چک میکردییی؟
-نههه ندارمممممم(عربده)
با دادی که زدم ترسید
-اون چه پیامای تهدید آمیزی بود؟
سکوت کرد
-هااااا؟تو نباید راجب اینا به من بگیییی
+جونگکوک تو نباید اینارو میفهمیدی
-چراااا؟
یهو با جیغ گفت:
+یه لحظه داد نزننننن
-هوففف فقط جوابمو بده
+اون هممونو میکشه
گوشیشو ازش گرفتم و اونارو خوندم
«اگه به شوهرت بگی اول اونو میکشم»
«تو این چندسال خوب بهت استراحت دادم»
-هه معلومه تازه کاره،چس مغز
گوشیمو برداشتم سریع زنگ زدم به جکسون
سر یه بوق جواب داد
$سلام قربان امرتون؟
-ببین این شماره ای که بهت میدمو هک کن
$چشم حتما
قطع کردم و شماره رو ارسال کردم
+میترسم جونگ کوک
- ۶.۳k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط