{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست که از خویش

خبرت هست که از خویش
خبر نیست مرا …
گذری کن که ز غم
راهگذر نیست مرا...
#افسون 🖤
دیدگاه ها (۱)

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

-به من بود می‌‌گفتم دو ساعت آفتاب بياد،بيست و دو ساعت بقيه ش...

✌🏻#افسون

دعا کردم که برگرددشده با دیگری باشد!دعا های به این تلخی،همان...

در آن زمان که مرا ناامید کرد از خلقمرا ز خویش نمی‌خواست ناام...

مرا در کودکی شوق دگر بودخیالم ز این حوادث بی خبر بود...#روح_...

پریشانم ولی سر بر نمی‌دارم ز کابوسمچهل سال است در یک پیله‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط