pain
#pain
#P¹²
بازی های سالگرد ورزش شامل:
فوتبال برای پسرا
والیبال مخصوصه دخترا
وسطی هم دخترا و هم پسرا
و یه سری بازیه دیگه
اولین بازی بازیه والیباله دخترا بود و مجبور بودیم دخترا رو تماشا کنیم زمان خیلی سخت گذشت ولی خب، بعدش بازی فوتبال پسرا بود کیم مقابل من بازی میکرد و تیمه اونا برد
و در آخر وسطی مثل فوتبال کیم توی تیمه مقابله من بازی میکرد
کم کم بچه ها کم شدن و وسط این ها یکی از بچه های تیم ما توپو به سمت تیمی که کیم توش بود پرت کرد
توپ به سمت کیم رفت
کیم یک قدم به عقب گذاشت
که باعث شد زیر پاش خالی بشه و داشت میوفتاد که سرشو گرفتم که مثل دفعه قبل با سر زمین نخوره
بعد از افتادن برگشت و نگاهم کرد اما همین برگشتن به تماسه لباهامون ختم شد
کیم هول شد و منو هول داد و نشست
پوزخنده صدات داری زدم و بلند شدم و دستمو جلوش گرفتم که گفت
تهیونگ: نمیخوام خودم میتونم بلند شم
جونگکوک: منم چون نگرانتم یا چیز دیگه دستمو دراز نکردم که بلند شی، فقط چون پادوی سالم میخوام نجاتت دادم
و بعد دستمو کشیدم اما کیم زودتر اقدام کرد و دستمو کشیدو بلند شد و گفت
تهیونگ: اگه منظورت این بوده خوبه
بچه ها همه خیره به ما بودن ایبابا بازم داشتن قضاوت میکردن با پوزخنده رو لبم گفتم
جونگکوک: به چی نگاه میکنید بازی هنوز تموم نشده ها
.....
بازی وسطی رو تیم ما برد بعد از تموم شدنه بازی های سالگرد ورزش نوبته مهمونی بود
توی مهمونی روی مبل نشسته بودم و دوتا دخترم دو طرفم بودن و به دستم چسبیده بودن که یدفعه کیمو دیدم و دستمو از دستشون در آوردم کیم با حالته پوکر فیس به ما نگاه کرد و رفت بلند شدم رفتم دنبالش و گفتم
جونگکوک: اون دخترا فقط چند تا هرزه بودن نه چیزه بیشتر و نه کمتر
تهیونگ: به من چه؟ مگه من ازت توضیح خواستم که داری توضیح میدی؟
راست میگفت من چرا بهش داشتم توضیح میدادم برای خودمم سوال شد
جونگکوک: خب راستش... چیزه... یعنی.... خب حرفی پیدا نکردم حوصله سر رفت همینجوری بهت گفتم
دنباله بهونه بودم حرفمو ماس مالی کنم ولی خب چیزی به ذهنم نرسید و یه چیزی تو هوا گفتم و از کنار رد شدم و خودمو به دستشویی رسوندم دستامو گذاشتم روی روشویی و به آینه خیره شدم و با صدای آرومی گفتم
جونگکوک: چت شده جونگکوکا؟ مثلا چرا برگشتی بهش توضیح دادی؟ اونم وقتی یه پادو بیشتر نیس؟ منظورم از این کار چی بود واقعا؟ ایششش حتما مغزم قاطی کرده
آبو باز کردم و آبی به صورتم زدم و بعد از خشک کردنش رفتم بیرون که کیم رو دیدم که داره با یکی از دخترا میرقصه رفتم سمتشون و گفتم
جونگکوک: هی پادو بیا اینجا ببینم کارت دارم
با پوزخند و کمی اخم بهش گفتم
کیم دست از رقصیدن برداشت و اومد سمتم گفت
تهیونگ: چیه باز چیکار داری؟
#P¹²
بازی های سالگرد ورزش شامل:
فوتبال برای پسرا
والیبال مخصوصه دخترا
وسطی هم دخترا و هم پسرا
و یه سری بازیه دیگه
اولین بازی بازیه والیباله دخترا بود و مجبور بودیم دخترا رو تماشا کنیم زمان خیلی سخت گذشت ولی خب، بعدش بازی فوتبال پسرا بود کیم مقابل من بازی میکرد و تیمه اونا برد
و در آخر وسطی مثل فوتبال کیم توی تیمه مقابله من بازی میکرد
کم کم بچه ها کم شدن و وسط این ها یکی از بچه های تیم ما توپو به سمت تیمی که کیم توش بود پرت کرد
توپ به سمت کیم رفت
کیم یک قدم به عقب گذاشت
که باعث شد زیر پاش خالی بشه و داشت میوفتاد که سرشو گرفتم که مثل دفعه قبل با سر زمین نخوره
بعد از افتادن برگشت و نگاهم کرد اما همین برگشتن به تماسه لباهامون ختم شد
کیم هول شد و منو هول داد و نشست
پوزخنده صدات داری زدم و بلند شدم و دستمو جلوش گرفتم که گفت
تهیونگ: نمیخوام خودم میتونم بلند شم
جونگکوک: منم چون نگرانتم یا چیز دیگه دستمو دراز نکردم که بلند شی، فقط چون پادوی سالم میخوام نجاتت دادم
و بعد دستمو کشیدم اما کیم زودتر اقدام کرد و دستمو کشیدو بلند شد و گفت
تهیونگ: اگه منظورت این بوده خوبه
بچه ها همه خیره به ما بودن ایبابا بازم داشتن قضاوت میکردن با پوزخنده رو لبم گفتم
جونگکوک: به چی نگاه میکنید بازی هنوز تموم نشده ها
.....
بازی وسطی رو تیم ما برد بعد از تموم شدنه بازی های سالگرد ورزش نوبته مهمونی بود
توی مهمونی روی مبل نشسته بودم و دوتا دخترم دو طرفم بودن و به دستم چسبیده بودن که یدفعه کیمو دیدم و دستمو از دستشون در آوردم کیم با حالته پوکر فیس به ما نگاه کرد و رفت بلند شدم رفتم دنبالش و گفتم
جونگکوک: اون دخترا فقط چند تا هرزه بودن نه چیزه بیشتر و نه کمتر
تهیونگ: به من چه؟ مگه من ازت توضیح خواستم که داری توضیح میدی؟
راست میگفت من چرا بهش داشتم توضیح میدادم برای خودمم سوال شد
جونگکوک: خب راستش... چیزه... یعنی.... خب حرفی پیدا نکردم حوصله سر رفت همینجوری بهت گفتم
دنباله بهونه بودم حرفمو ماس مالی کنم ولی خب چیزی به ذهنم نرسید و یه چیزی تو هوا گفتم و از کنار رد شدم و خودمو به دستشویی رسوندم دستامو گذاشتم روی روشویی و به آینه خیره شدم و با صدای آرومی گفتم
جونگکوک: چت شده جونگکوکا؟ مثلا چرا برگشتی بهش توضیح دادی؟ اونم وقتی یه پادو بیشتر نیس؟ منظورم از این کار چی بود واقعا؟ ایششش حتما مغزم قاطی کرده
آبو باز کردم و آبی به صورتم زدم و بعد از خشک کردنش رفتم بیرون که کیم رو دیدم که داره با یکی از دخترا میرقصه رفتم سمتشون و گفتم
جونگکوک: هی پادو بیا اینجا ببینم کارت دارم
با پوزخند و کمی اخم بهش گفتم
کیم دست از رقصیدن برداشت و اومد سمتم گفت
تهیونگ: چیه باز چیکار داری؟
- ۱.۱k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط