{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

starry night

starry night 🌌


part19

بدون توجه به لباسم میرم پیششون

سلام

علامت تهیونگ ( ٪)


٪ سلام ( با لبخند)

_ سلام ( اخم) یه نگاه سر تا پا به ات انداخت و بیشتر اخم کرد

٪خب کن میرم دیگه

_ اره خدافظ

٪خدانگهدار بانو زیبا

مرسی ( لبخند)

_ برو دیگه

تهیونگ رفت و جونکوک با اخم شدید به ات نگاه کرد

چیزی شده؟

_تو جلوی من این لباس هارو نمیپوشی الان جلوی تهیونگ میپوشییی ( عصبی)

من از کجا میخواستم بدونم اون اینجاست !!

_ پس چرا اینقدر باهاش گرم گرفتی؟؟

وایی کوک ولم کن دیگه

_ الان چی گفتی؟

گفتم ولم کن دیگه

_ نه یچیز دیگه گفتی

کوک؟

ویو جونکوک:
قلبم ریخت وقتی اینشکلی صدام زد

_ نتونستم خودمو کنترل کنم و از پاهاش گرفتم و گذاشتمش روی کولم و سریع بردمش توی اتاقم

هیی ولمم کنن

_ نخیر تو باید تنبیه بشی

وااا

_ ات رو برد تو اتاق و در رو قفل کرد و هی بهش نزدیک شد در حدی که اگر حرف میزدن لب هاشون بهم میخورد

قلبم داشت خیلی سریع میزد

که لب های جونکوک رو روی لبم حس کردم اولش همکاری نمیکردم ولی وسطاش ناخواسته همکاری کردم بعد از 1 دقیقه کوک متوجه شد دارم نفس کم میارم و چند لحظه وایساد و توی گوش ات گفت

_ از چیزی که فکر میکردم مزه ی لبت بهتر بود

یااا

_( خنده)

( خنده)

پایان.

لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
دیدگاه ها (۳)

پارت 20 توی کامنتااا 😈😂بچه ها مرسییی ازتوننن 100 تاییی شدیمم...

قشنگم فالو بشه فیکاش عالیهه 😍https://wisgoon.com/rosaline_mh

starry night 🌌part 18# اگر که بخوره؟( پوزخند) و دستشو به سم...

بچه ها اگر امشب 100 تایی بشیم امشب براتون جایزه یه پارت اس.....

ات با مستی گفت: من نمیتونم ببینم..کوک: ات حالت خوب نیست .......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط